ولنتاين ايراني
قاسم خوش سیما
جشن ولنتاین ورژنی نه چندان جدید از انواع و اقسام آموزش راه رفتن کبک است که راه رفتن خودمان را از یادمان می برد. ولنتاین یا همان روز تبادل هدیه میان دوستان نامحرم جامعه را نمیتوان بدون آسیب شناسی و کاملا فله ای گردن تهاجم فرهنگی انداخت بلکه با وجود صحیح بودن نسبی این آفت اجتماعی فرهنگی , باید عنوان نمائیم ورود ویروسهای مخرب اجتماعی به فرهنگ ما دارای وجوه ناشناخته ی دیگری نیز هست که لازمست دپارتمان های متعددفرهنگی کشور توجه بیشتری به این مهم داشته باشند.
جشن ولنتاین ورژنی نه چندان جدید از انواع و اقسام آموزش راه رفتن کبک است که راه رفتن خودمان را از یادمان می برد. ولنتاین یا همان روز تبادل هدیه میان دوستان نامحرم جامعه را نمیتوان بدون آسیب شناسی و کاملا فله ای گردن تهاجم فرهنگی انداخت بلکه با وجود صحیح بودن نسبی این آفت اجتماعی فرهنگی , باید عنوان نمائیم ورود ویروسهای مخرب اجتماعی به فرهنگ ما دارای وجوه ناشناخته ی دیگری نیز هست که لازمست دپارتمان های متعددفرهنگی کشور توجه بیشتری به این مهم داشته باشند.
ولنتاین و ریشه این افسانه تایید نشده به قراری است که متاسفانه بسیاری از مردم کشور ما حتی
با فلسفه نام گذاری این روز نیزآشنایی ندارند و در کنارسکوت معنا دار
متولیان فرهنگی کشور تنها به اشاعه آن دامن می زنند.ماجرای افسانه ولنتاین
به این قرار بوده است که:
زمانی
فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش، از ازدواج آنها جلوگیری
می کرده است به این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد. در این بین
کشیشی به نام "ولنتاین" مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده است که
پس از اطلاع فرمانروا، به زندان می افتد.
کشیش
در زندان عاشق دختر زندانبان شده و خطاب به وی کارت هایی را می نوشته است و
عاقبت در روز 14 فوریه به دستور شاه و به جرم اقداماتش اعدام شده و توسط
غربی ها "شهید عشق" نامیده می شود!"
حال
راستی آزمایی افسانه فوق، دردی از ما دوا نخواهد کرد بلکه بحث اینجاست که
در سراسر دنیا چقدر از رسومات فرهنگی ما کپی برداری میشود که ما اینچنین با
اشتیاق همه ی مرغ های سایر فرهنگ ها را غاز میدانیم و هر کاری که دیگران
می کنند برایمان جالب و در خور تقلید و کپی کردن است. ایا علت این عطش
تمایل به فرهنگ غیر خودی و مهمتر عدم رو اوری آنهابه رسومات ما این است که
ما قوم بی فرهنگی هستیم؟قطعا چنین نیست و دارای رسومات تایید شده علمی و
فرهنگی ایرانی, مذهبی و ملی مانند عید نوروز , روز ازدواج امام علی (ع) با
حضرت فاطمه(س) مناسبات ایران باستان نظیر جشن سپندارمذ وعناوینی بیشمار از
این دست هستیم که علاوه بر اینکه کسی دراروپا و امریکا تمایل چندانی به
تقلید و ترویج انها ندارد بلکه در سینمایی مانند هالیوود به جنگ با آنها مي
پردازند اما سوال مهم تر اینجاست که چه اشکالی در فرهنگ ما وجود دارد که
همه کارهای انها برایمان ارزش است و با افتخار از انان تقلید می کنیم و سبب
افتخار هم می دانیم.
از
پاره بودن شلوار لی و پوشش های مبتذل از این دست هم نگذشته ایم و تقلیداتی
مانند اصلاح موی سر، غذاهایی مانند پیتزا و فست فود های جدید و هزاران
مصداق همه و همه حکایت از ان دارد در این زمینه شدیدا دارای ضعف هستیم و
مهمتر اینکه کسی به کسی هم نیست.
نکته
مهم دیگراینکه در مورد تهاجم فرهنگی باید بپرسیم ویروس های مخرب وارد چه
بدن هایی میشوند و بر ارگانیسم های دفاعی اش غلبه پیدا میکنند، قطعا این
ویروسها بیشتر بر بدن هایی تاثير گذارند که بنیه دفاعی ضعیف تری دارند یا
انکه قوی بوده اما انتی ویروسهای مناسب و به روزی در اختیار انها قرار
ندارد.قطعا جامعه ما در گروه دوم جای دارد چون دارای بنیه قوی اجتماعی
هستیم که به دلیل عدم در اختیار داشتن ویروس کش های مناسب اینگونه در
ناملایمات تهاجمات فرهنگی گرفتار می اییم.
حال
روي ديگر سکه انست که در دنیایی که بر پایه ریز برنامه های فرهنگی و تهاجم
فرهنگی، آفند ها و پدافندهای عامل و غیر عامل طراحی و هدایت میشود سازمان
فرهنگی و دپارتمانهای زیر مجموعه ان چه کاری کرده اند.قطعا کارهای انجام
شده در بخش های دولتی مانند صداسیما بسیار اندک و کاملا ضعیفند و علت آن رو
آوری مفرط جامعه به ماهواره هاست چون تلویزیون ما در بخش تولید اثار فاخر
عالي عمل نكرده است و مهمتر اينكه به دلايلي كه در بحث نميگنجد در بخش های
مردمی فرهنگ، مانند تولید کتاب توسط نویسندگان، کار به جایی رسیده است که
به دلایل معیشتی و اقتصادی نویسنده وهزینه های چاپ کتاب، باید گفت کراک
فروشی اسانتر از کتاب فروشی است و اینها مجموعا درد و دلهای فرهنگی ماجراست
که لازمست همه به ان بپردازیم و آن نشود که کشوری با فرهنگ چند هزار ساله
تبریک ولنتاین و پوشیدن شلوارپاره را افتخار و عدم انرا امل بازی بدانند.در
انتها گشایش فرهنگ دوستی های ولنتاینی نه صرفا یک تهاجم مفرط فرهنگی بلکه
سخت شدن شرایط ازدواج به دلیل بیکاری و تیغ نامناسبات اقتصادی مواردی هست
که در کنار سایر دلایل به متزلزل شدن نظام خانواده در کهن دیارمان دامن
میزند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:6 توسط خوش سیما
|
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.