ملوان به کجای فوتبال کشور باخت؟

 

ملوان به کجای فوتبال کشور باخت؟

 

هفته گذشته استان گیلان در تب و تاب برگزاری بازیهای رفت و برگشت فینال جام حذفی کشوربود .سری مسابقاتی که به حق و انصاف تیم ملوان با سرمربیگری مربی جوان فکر وجسور تیم ،یعنی فرهاد پورغلامی دیدارهای بسیار شگرفی را از خود به نمایش گذاشت.خارج نمودن تیم هایی مانند تراکتور سازی تبریزواستقلال از گردونه ی مسابقات ،کارهایی بود که با توجه به بضاعت مالی و انسانی ملوان کاری در خور تحسین برای فرهاد پورغلامی و شاگردانش به شمار می آید.

اما روی دیگر سکه، اتفاقات پیرامون این تیم در مدت اخیر است. مشخص شدن برنده فوتبال در خارج از مستطیل سبز" شائبه ای" است که هیچ وقت ثابت نخواهد شد.شائبه پیرامون دیدار ملوان با پرسپولیس در ورزشگاه آزادی شاید به این زودیها از ذهن طرفداران ملوان پاک نشود،شائبه ی اخراج فرهاد پور غلامی،هادی تامینی، محمد رستمی، حسن جعفری ،پویا نزهتی ومسالی مانند قضاوتها و ...که البته اکنون به تاریخ پیوسته است.اما حالا بحث از این حرفها گذشته است و صحبت این است که ملوان امروز واقعیت جدیدی را در فوتبال کشور رقم زده است.فرهاد پور غلامی در راس هرم فنی ملوان به همراه سربازان سخت کوش خود این نکته را وارد ادبیات فوتبالی کشورمان کرده است که قطعا قطب دوم فوتبال ایران ملوان خواهد بود وسپاهان و ذوب آهن گرفتار موقعیت های کاملا مقطعی و زود گذر هستند.موقعیتهایی که با تزریق منابع مالی بی حد وحصر از بیت المال کشور پرداخت شده است ومجموعه ی ملوان به" آن" اندازه و مقدار از آن بهره نداشته است.فرهاد پورغلامی ثابت کرد که پدید آوردن نتیجه های طلایی به( هر قیمتی )غیرممکن است و فقط منابع مالی، نقش تعیین کننده ای در این میان نخواهد داشت چون در صورت صحت این موضوع مجموعه هایی نظیر استیل آذین یا همین سپاهان باید یک پای فینال بودند که اینطور نشد.

اما ملوان به کجای فوتبال کشور باخت؟

واقعیت اینست که ملوان در مجموع جهات به خودش باخت و بس.

از زمانی که اسم ملوان به عنوان فینالیست این دوره از بازیها مشخص گردید همه و همه حتی دست اندر کاران ملوان یک انرژی منفی نهفته را در وجود خود به یدک کشیدند که (نمی گذارند) ما قهرمان شویم.انرژی منفی که ناخوداگاه بر بازی کنان و طرفداران و حتی رسانه های محلی نیز تاثیر گذار بود و ساختن یک دشمن فرضی بنام (نمی گذارند) چیزی بود که ملوان به آن باخت.اما مهمتر اینکه اگر هم این فرضیه ی غلط،درست هم بو د باید دید که چرا همیشه این ترس در اکثر تیم های شهرستانی وجود دارد و بی دلیل میگویند(نمی گذارند)؟

واقعیت این است که فدراسیون فوتبال ایران یک سازمان مخوف اسراییلی نیست که از قهرمانی یک تیم فلسطینی جلوگیری کند بلکه نکته ظریف اینجاست که ترس از نداشتن سخت افزارهای مورد تایید مجامع بین الملی فوتبال جهت برگزاری دیدارهای جام باشگاههای آسیا این ترس را وارد تیم های شهرستانی مینماید.همه به نیکی میدانند که مجموعه ی ملوان از نظر امکانات سخت افزاری در فقر به سر میبرد و روحیه ی (نمی گذارند)باور درستی است که از همین موضوع بر میخیزد و وارد کالبد همگان میگردد.در حقیقت ملوان به خود باخت و حتی بنده  به عنوان یک طرفدار حرفه ای پر طرفدار ترین تیم آسیا(پرسپولیس) معتقدم که ملوان با رهبری شایسته فرهاد پور غلامی مانند دیدار های رفت و برگشت لیگ ،برنده فینال بود وقهرمان واقعی ملوان است اما همانطور که گفته شد این مجموعه به نداشته های غیر فوتبالی خود و تزریق افکار مسموم به کالبد خود باخت.

سربازان شایسته ملوان با کاپیتانی مرد شماره 1 فوتبال حال حاضر استان (پژمان نوری) در کنار ستارگانی مانند مهرداد اولادی ،هادی تامینی ،علی حسنی صفت و همه ی بازیکنان دیگر خاطراتی از ملوان امروز ساخته اند که قطعا اندام هر تیمی را به لرزه خواهد انداخت و موجب غرور مردم استان خواهد شد.

موضوع دیگر آنکه ملوان در طول سالهای اخیر با مصدومیتهای ورزشی متعددی نیز مبارزه کرده است که به حق زحمات کادر پزشکی تیم ودر دکتر خیری از یاد کسی نخواهد رفت.زحماتی کع با توجه به بظاعت انسانی ملوان، رساندن مصدومین تاثیر گذار به دیدارهای حساس ،کاری شایسته و در خور تحسین است.

در پایان ضمن عرض خدا قوت مجدد به همه ی دست اندر کاران مجموعه ی ملوان ،از پیشکسوتان این تیم که در کنار آقای پورغلامی قوت قلبی برای ایشان بوده اند نیز باید تشکر و قدر دانی نمود.

 

امید واریم بالها ی قوی سپید فوتبال آسیا ،با حفظ اسکلت و ساختار آن با احیای دوباره  چونان بر آسمان آبی آسیا پرواز کند که همگان بدانندگیله مردان و گیله زنان گیلان زمین  در خون و رگهای ملوان چاری وساری هستند و ما حرفهای بیشتری در این صنعت جهانی برای گفتن داریم.

 

رمان 7 قدم به طرف شب آخز منتشر شد.

رمان ۷ قدم به طرف شب آخر 

 

نوشته:قاسم خوش سیما

مناسب برای جوانان و خانواده های ایرانی

منتشر شد

ارسال از طریق بست به تمام نقاط کشور

 

E.Mail:khoshsima_g@yahoo.com

بدون شرح

 

امروز همه گفتن روز پدر مبارک.

اما کسی نگفت  در شب کودکی که پدر ندارد چه می گذرد؟؟؟

جلد رمان گاهی در باران

جلد وپشت جلد رمان بایکوت شده

گاهی در باران

(برای نمایش عکس اندکی شکیبا باشید)

 

جلد رمان شبهای آفتابی

 

جلد وپشت جلد رمان بایکوت شده

شبهای آفتابی

 (برای نمایش عکس اندکی شکیبا باشید)

این طایفه زنده کش و مرده پرست

 

این طایفه زنده کش و مرده پرست

 

امروز روز تدفین ناصر حجازی از "مشهورترین "سربازان  تیم فوتبال استقلال تهران است.کسی که سالیان دراز دروازه بان این تیم و همینطورسنگربان تیم ملی کشورمان بوده است.

مرگ قابل پیشبینی این مرد دوست داشتنی موجی از احساسات شرقی را در کشور بوجود آورده است و حتی کودکان خردسال نیز از این اتفاق متاثر شده اند.صدا و سیمای رسمی کشور بازتاب وسیعی از این فقدان برای مردم به نمایش گذاشتند و رسانه های نوشتاری نیز در اکثر موارد این خبر را به خوبی انعکاس داده و در یک کلام (مردم) به خوبی این خبر را ویژه نشان دادند.

اما سوال اینجاست که چند قرن دیگر طول خواهد کشید که در فرهنگ ما زنده کشی و مرده پرستی از میان ما رخت بربندد؟؟؟

ناصر حجاری به درست یا به غلط گفتار رک و صریحی داشت و همواره از اوضاع نابسامان فوتبال ایران گله مند بود. از ورزشی که به نوعی به غارتگر بیت المال این مملکت تبدیل شده است شکایت می کرد ،از نشستن غیر فوتبالیها بر کرسی فوتبال گله داشت و هزار مشکل دیگر که درمجال این بحث نمیگنجد.

روزی که ناصر حجازی به آرزوی دیرینه خود یعنی مربیگری تیم فوتبال استقلال تهران رسید،تعدادی از بازیکنانش _که امروز از فراقش سر به دیوار می کوبند_ در شبهای ماه رمضان آن سال  سر سفره افطار کسی مینشستند که  علنی و غیر علنی کمر به نابودی حجازی بسته بود و کار را را به جایی رساندند که در ورزشگاها شعار" حجازی حیا کن..." حتی در تلویزیون هم پخش می شد و دست اخر این مرد تنها را با فضاحت از تیم کنار گذاشته شد و ...

حال در روزهای آخر عمر این اسطوره همین آدمهای تازه به دوران رسیده با حضور در بیمارستان چنان اشک تمساحی میریختند که دل تاریخ را به درد می آورد .ناصر حجازی در همان روزهای کنار گذاشتن از تیم استقلال مرده بود و کشته شدنش را فقط خود میدید وبس.

اما حالا پس از مرگ دوم او پرستش حجاری شروع شده و اکنون که ناصر حجازی در این فوتبال بی در وپیکر به حق خود نرسید، در پی ساختن مجسمه اش در باشگاه استقلال بودند.

در حیرتم ازمرام این مردم پست     این طایفه زنده کش و مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش به جفا     تا رفت به عزت ببرندش سرو دست

بله ناصر حجازی نیز به تاریخ پیوست واز این به بعد در سالگرد وفاتش نیز یادی از او خواهد شد.اتفاقی که حداقل در بخش ورزش برای کسانی مانند حسن روشن ،علی دایی،خداداد عزیزی،علی پروین،علی کریمی وصدها نفر دیگر در راه است.

این بخش کوچکی از جامعه می باشد و تعمیم  فرهنگ زنده کشی و مرده پرستی به کل جامعه، چه فاجعه ای به شمار می آید خدا می داند.

حال این اتفاق مثل همیشه هر عقل سلیمی را به فکر وا میدارد که چه ناصر حجازیهایی در این فرهنگ از یاد رفته اند و چه پتانسیل انسانی _در مقوله استفاده از تجربیات نخبگان جامعه_ به هدر میرود وجامعه زمانی به یادشان می افتد که از یاد رفته باشند.

روحش شاد ویادش گرامی باد.

قاسم خوش سیما

Khoshsima_g@yahoo.com

روز مادر مبارک باد

http://2nyaienafis.parsiblog.com/PhotoAlbum/honare7/MimMesleMadar_1.jpg

روزتان

 

 سبز تر از همیشه باد.