متادون وتجارت آخرین خرده شیشه های زندگی(142)
متادون وتجارت آخرین خرده شیشه های زندگی(142)
قاسم خوش سیما
"متادون یک داروی مخدر صنعتی قوی است که کمتر از مرفین و هروئین اعتیادآور است و غالبا به عنوان یک داروی نگهدارنده برای مهار اعتیاد به هروئین و مواد مخدر به کار میرود.متادون را مؤثرترین درمان هروئین و دیگر مواد مخدر دانستهاند.این دارو برای تسکین دردهای مزمن و سرفههای غیرارادی نیز تجویز میشود. متادون در ۱۹۳۷ در آلمان ساخته شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت و سودمندی آن در کنترل اعتیاد در دهه ۱۹۶۰ کشف شد.بنا بر یک افسانه مشهور «دولوفین» نام تجاری دارو از نام آدولف هیتلر گرفته شده، اما در واقع این نام از واژه لاتین به معنای درد و فین به معنای پایان میآید. قابلیت متادون در مهار اعتیاد به مخدرها ناشی از چند عامل است؛ مهمتر از همه اینکه با مصرف روزانه متادون از بروز علائم ترک در بیمار جلوگیری میشود و عطش او برای هروئین کاهش مییابد. دوم اینکه متادون نشئگی ایجاد نمیکند و به این ترتیب شخص اشتیاق ویرانگری برای مصرف آن ندارد. دیگر اینکه در بدن انسان تحمل دارویی نسبت به متادون ایجاد نمیشود و میزان ثابتی از آن را میتوان برای مدت طولانی مصرف کرد. همچنین وجود متادون در بدن از بروز نشئگی شدید در هنگام مصرف هروئین جلوگیری میکند و در نتیجه جذابیت آن را برای معتاد کاهش میدهد. و در نهایت فقدان نشئگی و مدت طولانی تأثیر متادون باعث میشود شخص در یک وضعیت طبیعی به زندگی عادی خود بپردازد."ویکی پدیا
اما گذشته از مقدمه فوق همانطور که همگی می دانند اعتیاد نتیجه یک پروسه اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وحتی سیاسی است که مقوله های جامعه شناختی دیگری نیز با آن مرتبطند و در روآوری سلولهای جامعه به این بزه،عوامل بسیارزیاد دیگری نیز موثرند که موضوع بحث ما نیست، بلکه موضوع بحث طرف دیگر قصه یعنی تجارت متادون بر پیکر این خرده شیشه های جامعه است.علیرغم کوشش های انجام شده در بسیاری از کیلینک های ترک اعتیاد گاها مشاهده میشود که تعدادی از این مراکز، معتاد را بعنوان یک کالا فرض نموده و با تجارت محض متادون بیشتر به بیزینسی کثیف مشغول می باشند که جای تامل دارد.
همانطور که عنوان شد ریشه اعتیاد در گره هایی از جامعه ریشه دوانده است که یکی از درمانهای آن درمان دارویی است و مرتفع شدن تضمینی این معلولها میسر نخواهد شد مگر آنکه علتهای آن به درستی شناسایی و ریشه کن شود.سیمای معتادین به مواد مخدر برای همگان هویدا است وشرایط بد اقتصادی اجتماعی وفرهنگی از دلایل بارز آنست.در چنین افرادی که عموما اعتیادشان در حال پرپر کردن زندگی های فراوانی است اطرافیان بیمار به ناچار دست به هرکاری خواهند زد که فرد را از نکبت اعتیاد رها سازند.این خانواده ها که عمتدا از اوضاع اقتصادی متمولی بهره نمی برند ناچارا فریب سودجویانی را میخورند که علیرغم تبلیغات رایج،تنها هنر آنها تجارت متادون است و بس.این سوداگران که ممکن است در هرصنف دیگری هم پیدا شوند هیچ وقت قادر به خشکاندن علتهای اعتیاد افراد نیستند و به همین سبب، متادون جز تجارت دوسویه بین بیمار و تعدادی از کیلینیک ها کار دیگری نمی کند.خانواده های ضعیفی که گاها از عدم اطلاعات علمی در این بخش نیز رنج می برند با دل خوش کردن به عناوینی مانند درمان قطعی،درمان تضمینی،درمان اعتیاد بدون درد وخونریزی و تبلیغات غیر واقع از این دست، ازچاله اعتیاد به چاه بزرگتری بنام سرکیسه شدن رهنمون می شوند که مشکل را بزرگتر می نماید.
درمان اعتیاد با سم زدایی در سه روز و تبلیغاتی از این دست باید ذهن هر بیننده ای را به شک بیاندازد چرا چون همانطور که عنوان گردید اتفاق اعتیاد یک پروسه کاملا اجتماعی است و قطعا این دپارتمان اجتماعی در سه روز به وجود نیامده است که بتوان آن را در سه روز ریشه کن نمود.گذشته از این شناسایی و رفع علت معتاد شدن افراد در توانایی و تخصص اغلب موسسات ترک اعتیاد نیست بلکه زیر ساختهای اقتصادی اجتماعی یک کشور در این قضیه تاثیر گذارند.در نگاهی کابردی تر و مصداق برای فرد فرد افراد جامعه باید بگوییم که اگر فردی به غلط از تحقیر های محیط در مورد خود رنج می برد،اگر فردی براساس باوری جاهلانه دچار شکست اصطلاحا عشقی شده،اگر کسی همه درهای دنیا را به روی خود بسته می بیند،اگر کسی از فقر عاطفه رنج می برد،اگر کسی گرفتار دوستان جاهل است وهزاران اگری که ممکن است فرد را به اعتیاد کشانده باشد بر طرف نشود تجارت متادون هیچ دردی را از او دوا نمی کند و در بسیاری از موارد درمان معتادین پرخطراینچنینی، فقط سینه قبرستان به نظر می رسد و بس.
مشاهده عینی جامعه و برخورد با واقعیات ملموس نشان می دهد که علاوه بر اینکه تصمیم گیران جامعه باید برای خشکاندن ریشه های اعتیاد کاری بکنند، بلکه باید به واقعیات نزدیک تر شویم و آنکه دو مسئله مهم را همواره به دور از احساسات شرقی در برنامه ریزی ها لحاظ نماییم و آن اینکه:با بستن نام بیمار به معتاد او و خانواده نگون بختش را به حال خود رها ننماییم وبدانیم که اگرکسی را به هر دلیلی بیمار نامیده ایم جای بیمار در بیمارستان است نه گوشه خیابان یا منزل ودوم آنکه حال که به هر دلیلی عده ای از همنوعان و خانواده هایشان گرفتار این بلای خانمانسوز شده اند آنها را با عده ای فرصت طلب یا بهتر است بگوییم متادون فروش، تنها نگذاریم که حال و روزشان بدتر شود مگر آنکه همه جامعه کمک نمایم که با تقسیم عادلانه ثروت،اطلاعات وموقعیت ها ،مانع از بروز این اتفاق کثیف ومنفور شویم.
در پایان همگان بدانیم که اعتیاد یک پدیده ی پلید اجتماعی است که ریشه در بسیاری از نامناسبات ذکر شده از جمله فقر،بیکاری،نابرابری های مدنی و دلایل پیشرفته تری مانند ثروت های باد آورده دارد که تجارت متادون تنها درمان آن نیست واحتمال بازگشت به اشتباه همیشه وجود دارد.

.jpg)
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.