آسیب شناسی برف بهمن ماه سال 92 صومعه سرا از نگاهی متفاوت
قاسم خوش سیما
گذشته از موضوع برف و خدمات اجتماعی نهادهای مختلف شهرستان و استان در این خصوص، مسئله برف بهمن ماه سال 92 را شاید بتوان یک مانور اجتماعی برای مردم و مسئولین شهر دانست که در حقیقت شاید واقعیت امر آن چیزی نباشد که مردم در هفته اصطلاحا بحران آنرا لمس نمودند.
نگاه دیگر به موضوع برف و راهبندان اتفاق افتاده در شهرستان صومعه سرا و حتی استان گیلان نشان می دهد مشابه چنین اتفاقاتی در سنوات گذشته با اندکی نوسانرخ داده است ولی چنین شدتی در مطالبات مردم مطرح نبوده است و مهمترین سوال اینست که جامعه با چنین اتفاقی در 50 یا 30 سال پیش چه برخوردی می نمودند و در همین راستا جا دارد سوالات برهنه ذیل از ذهن به روی کاغذ آورده شود که آیا:
1)آیا جامعه آشنایی بیشتری با حقوق حقه و مدنی خود پیدا نموده است؟
2) نقش رسانه ها در به چالش کشیدن دو سویه بحرانها یا بحران سازی های اجتماعی چیست؟
3) آیا واقعا موضوع این برف یک بحران ملی به حساب می آمد؟
4) آیا پدیده جوی مانند برف میتواند جولانگاه تسویه حسابهای سیاسی جناههای مختلف یک شهر یا کشور قرار گیرد؟
5) در مواقع بحران سازی های اینچنینی،کنترل هنجارهای اجتماعی قابل قبول است؟
سوالاتی از این دست میتواند ذهن هر رصد کننده مسائل جامعه را مشغول خود نماید و شاید برای مخاطبان بسیار محترمم سخت باشد این جمله را از من بخوانند که نظرم اینست برف اخیر نه یک بحران طبیعی، بلکه آنرا یک پوست اندازی همه جانبه جامعه می دانم که در مجموع با آسیب شناسی های مناسب میتوان موضوع را به سوی جایگاه مثبت تری هدایت نمود.
با توجه به اینکه بنده نیز به عنوان کسی که دستی در رسانه های مجازی و مکتوب کشور دارم در همین خصوص دو مقاله انتقادی از وقایع رخ داده نوشتم ولی باورم اینست اگر چند دهه پیش چنین اتقاقی برای مردم رخ میداد آنها بدون این هیاهو ها منتظر می مانند تا بارش برف تمام شود، آنگاه مانند همیشه با همیاری خود در کنار خدمات دولتی از وضعیت پیش آمده رها میشدند، اما اکنون شاهدیم مردم به مجرد دیدن برف شروع به طلب مطالبات به حق اجتماعی خود نموده و دیگر مانند گذشته تاب تحمل لحظه ای از سختی هایی مانند بی برقی، بی آبی، قطع گاز و غیره را ندارند.
در همین راستا فریادهای خود را به رسانه های محلی مانند سایتها و خبرگزاریهای مجازی اطلاع می دهند و اگر جوابی نشنوند فریاد را به گوش رسانه پهناورتری مانند شبکه باران می رسانند و با به چالش کشیدن ستادهای مختلف بحران، فرماندار و استاندار را مجبور به خارج شدن از خانه خود نموده و کاری که به طور مثال در برف سال 83 نتوانستند انجام دهند را به خوبی ممکن میسازند.در ادامه وقتی تنها مشکل اساسی یعنی مسدود بودن راهها به طور صد درصدی انجام نمیگیرد، از طریق قدرت انواع رسانه ها خبر را به پایتخت می رسانند و کاری که در برف سال 86 نتوانستند انجام دهند را عملی می کنند و دو وزیر را با کمک مسئولین محلی به محل حادثه می کشانند و رئیس جمهور و مجلس را برانگیخته می نمایند تا در همین خصوص جلسات ویژه ای ترتیب دهند.در ادامه پیگیر غربال گری اخبار شده و دادشان برای بعضی از اخبار کذب مانند بازگشایی کامل راهها بلند میشود و اتفاقاتی از این دست که همگی نوید آنرا میدهد قوم ایرانی در شهر کوچکی مانند صومعه سرا به درجه ای از بلوغ اجتماعی رسیده است که افق و چشم انداز خوبی را برای آینده میتوان متصور گردید و مانند آنچه در کشورهای مترقی تر رخ میدهد، جامعه در حال پوست اندازی و حرکت به سوی بینش های مترقی اجتماعی است.
به نظر می رسد وقوع چنین بلایای طبیعی در کشور ما کاملا عادی است و قطعا این آخرین برف و باران طبیعت در یکی از مستعدترین جلگه های جهان نیست بلکه اتفاق بسیار مهمتر اینست که در واقعه دیگر شدت مطالبه خواهی مردم بیشتر و بیشتر خواهد شد و این اتفاق بسیار میمون می تواند جامعه را به سوی پیشرفت بیشتر سوق دهد و رخوت و تنبلی را از بدنه اجرایی فربه دولت خارج نماید.
××× قبل از 1) پیش از وقوع برف، کاری جز حرف زدن صورت نگرفته بود.
1) ناوگان خدمات ماشین های سنگین برف روب شهری و جاده ای استان بسیار قدیمی و ناکارآمد است.
2) مدیریت بحران یک نهاد کاملا تشریفاتی و کم اهمیت تلقی میشود.کاری که این نهاد انجام داد مهندسی بحران بود نه مدیریت آن!
3) قبل از شروع برف تقسیم بندی جغرافیایی برای ماموریت های مختلف ادوات خدمات ده ، تعریف نشده بود.
4) شوراهای اسلامی و دهیاران به بلوغ اجتماعی نرسیده و آموزهای لازم در مواجه با بحران ها را ندیده اند.
5) هواشناسی عمق توده برفی و میزان بارش را برای مسئولین و مردم تبیین نکرده بود.
6) بیماران حاد قلبی،دیالیزی، بیماران خاص و غیره بدلیل عدم وجود جامعه آماری مناسب در جایی جمع آوری نشده بودند.
7) آذوقه ای مانند نان هایی با طول عمر طولانی برای سفره مردم تعریف نشده بود.
8) ارگانهایی مانند هلال احمر و اورژانس با فلسفه وجودی و بین الملی خود آشنای کافی نداشتند.
9) نهاد های موازی و شبه دولتی دیر وارد عمل شدند.
10)NGO های مناسب توسط جامعه تربیت نشده اند.
11)بخش خصوصی از امتحان سربلند بیرون نیامد.
12) رسانه های مجازی جدی گرفته نشدند که ناخواگاه به طرف قوه قهریه سوق پیدا نمودند.
مواردی از این دست موضوعاتی هستند که لازمست از نوشتن بر روی کاغذ خارج شوند و دولت برای تک تک آنها طرح و برنامه جدی داشته باشد و مدیریت کنونی در حقیقت باید بر " مدیریتها " باشد نه به آنچه آنرا برف و باران و زلزله می نامیم.
روی دیگر سکه که در وقت این مقاله نمیگنجد اینست که پدیده جوی برف در حقیقت یک تیغ کاملا دو لبه است.یک طرف آن میتواند مانند زلزله ویرانگر و نابود کننده باشد و طرف دیگر آنکه پاشیدن رنگ زیبا و بی آلایش سفید بر پهندشتی از نگاه انسانها همواره برای آدمیان زیبا بوده و آنرا دوست می داشتند حال جامعه موظف است روی قهریه این نزول جوی را برای مردم تببین نماید که چندان رمانتیک محض هم به این داستان نگاه نکنند.
قدر مسلم آنست روزی دیگر این برف به دامان ما باز خواهد گشت و اگر نجنبیم نه برف بلکه بحران اجتماعی جدید با قدرت بیشتری دامن همه را خواهد گرفت و چابکی مضاعفتر مجموعه های مرتبط مورد نظر آحاد مردم است.
در جمع بندی پایانی بایدتاکید نمائیم موضوع برف بهمن ماه سال 92 نه یک بحران طبیعی بلکه یک بحران اجتماعی حاصل از آگاهی های غیر قابل کتمان جامعه ای است که در بستر تکنولوژهای مالتی مدیا " بحران " نام گرفت.در ادامه با توجه به رسیدن جامعه به بلوغ مطالبه خواهی اجتماعی، لازمست مجموع دست اندر کاران مرتبط، با رساندن سخت و نرم افزارهای خود به چابکی های مد نظرو با جدی گرفتن قدرت رسانه ها که در جهت دهی و ساختن بحرانها ذی نفوذند،در اتفاقات حتمی بعدی سربلند تر بیرون آیند.مسئولین محترم نیز بدانند علت نارضایتی مردم از کارهای انجام شده نسبت به دهه های گذشته چیست ، یادمان باشد اتفاق اخیر نسبت به وقایع مشابه سالهای 83 و 86 با میزان برف بیشتر اما خدمات بسیار بهتر به پایان رسید اما نارضایتی مردم اینبار وسیع تر نشان داده شد.باز هم یادمان باشد میزان خدمات در استان همجوار یعنی استان مازنداران ضعیف تربود ولی تحقیقات حکایت از آن دارد اعتراض های مردم کمتر از استان ما گزارش شده است که باز حکایت از بالندگی بیشتر اجتماعی این استان است و این مهم مسولیت عزیزان زحمت کش و مسئول ما را بیشتر می نماید.جا دارد از همین فرصت استفاده نموده و تشکر خالصانه خود را از استاندار محترم و همه تلاشگران مرتبط ابلاغ نمایم و تشکر ویژه ای از فرماندار محترم شهر و نماینده فرهیخته شهرستان صومعه سرا داشته باشم که در آن ساعات متفاوت،همیشه برای پاسخگویی به افکار عمومی حاضر و ناظر بودند.
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.