یاد یاران سفر کرده بخیر
قایقی باید ساخت
پی آن سرو چمن
سر به دریاها
تن به طوفانها
تا بیابم
دگر بار گوهر یکدانه ی دوست
دوستی که " نه " خارج شده از گردونه ی یک حس غریب
گوئیا بالاتر از درسهای جبر و هندسه
گویی در گسترده ترین آزمون انتخاب
پر و بال سفری بی پایان
باز بگشود و به سوی اویش
به سبک بالیه دورانها رفت.
محمد رضا: هم بازی خوب نوجوانی من
همه انشاهایم را با سلام شروع می کردم
اما اکنون چگونه نوشتن سخت ترین متن زندگی ام را با
خدا حافظی
آغاز کنم؟
برای آخرین وداع به زادگاهت آمده ام تا شاید از خواب بیدار شوم
خوابی که سه روز است، آرزوی بودن آن را دارم
اما خواب نیست
خواب نیست
و تو محمد رضا یزدانی
نه در خواب
بلکه در واقعیتی محض و غیر قابل انکار
از زمستانی سرد ، کم نور با روزهای کوتاه
به پیشواز زیباترین بهار آفرینش رفته ای
بهاری خوش آب و هوا، با روزهایی مطبوع ، بلند و پرنور
و اینجا
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل و طوفان.
محمد رضا، یار دبستانی من
من و تو
تو و من
نمونه بودیم و برای ساختن فردایی بهتر
با هم درس می خوانیدم
غافل از اینکه
تو برای جای دیگری بودی
برای مدرسه ای دیگر
برای کلاسی سبز تر نیز
انتخاب شده بودی
مدرسه ای در کوچه های بهشت
که معلمان آن اولیا و اوصیا
کتابهایش آسمانی
دفترش فطرت پاکت
و قلمش نور مقدس وجود خداوند است.
محمد رضا:دوست شیرین قصه های نوجوانی من
من اکنون بر زمینم
و تو جایی در آسمانها که خدواند آنرا به بندگان نجیب و صالح خود
بشارت داده است
جایی که نه تو می دانستی و نه من
اما گلچین طبیعت
بهتر از من و تو می دانست
سلیقه خداوندش بی نهایت است
می دانست چه گلی بچیند
که خدایش می پسندد
و این همان مشییت الهی است
سبد سبد
آغوش آغوش
گلهای سرخ و زرد و سپید
رز های وحشی دشت روزگارم را
برای ارمغان
به روح والای تو هدیه می کنم.
آنجائیکه تو در برزخ، انتظار بهشت را میکشی، من با تبق تبق نور و آیینه به تمنای آرامش روح بزرگت، قرآن میخوانم و رحیل رفتنت را با برگهای سبز باغ فدک
هرچه با شکوهتر و مجللتر، آذین می بندم.
محمد رضا: خاطره فراموش نشدنی من
قسم به دوستیهای بی آلایشمان
قسم به یادت
قسم به خاک کلاس تعلیم و تربیتمان
و
قسم به میز و نیمکت خالی ات در کلاس زندگیمان
جای خالیت در کنج غمدار دلم
در پهندشت قلبم
برای همیشه ی تاریخ گرامی خواهد ماند
خاطرات خوب با هم بودن
هیچگاه از یاد من
مدیر
و تمام آموزگاران و دیگراولیای مدرسه پاک نخواهد شد.
تو را
یادت را
و نام دوست داشتنی ات را به زیبای بی انتها می سپارم و به نیابت از تمام دوستدارانت در مدرسه نمونه دولتی امام رضا (ع) خطاب به خانواده بزرگ و داغدارت عرض می نمایم:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود، دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
به سلامت سفرت خوش
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.