تفاوت عشق و دوست داشتن از نظر من
در پاسخ به سوال یکی از خوانندگان بسیار محترم و گرامی ام در فضای مکتوب
تفاوت عشق و دوست داشتن از نظر من
قاسم خوش سیما
عشق و دوست داشتن دو مقوله کاملا جدا از هم هستند وبسیاری از مردم تفاوت ایندو مهم را نمی دانند.اشتباه افراد در تمیز دادن این رفتارها، ناهنجاری هایی در درون انسانها تولید می کند که گاها فرد را حتی به جنون و بیماریهای روان پریشی رهنمون می نماید.
از تفاوت های بارز بین عشق و دوست داشتن این است که عشق بر خلاف دوست داشتن تابع متغیر هایی مانند زمان و مکان نیست.خیلی ها در کل زندگی خود هیچ وقت عاشق نمی شوند بلکه چیزهایی را دوست دارند و "فکر می کنند" عاشقش هستند.
همه ما بارها شنیده ایم کسی که می گوید عاشق سگش است،عاشق فلان ماشین است یا اینکه عاشق بستنی است در حالیکه هیچکدام اینها عشق نیستند و تنها موارد این چنینی را " دوست" دارند.
عشق می تواند ارتباط روحی بین دو انسان باشد و جالب است بدانید این ارتباط در بسیاری از موارد " یکطرفه "است.عاشق و معشوق غالبا دارای ارتباط عشقی دو طرفه ای نیستد و در بسیاری از موارد یکی واقعا عاشق دیگری است و دیگری او را فقط دوست دارد.
عشق تنها با یک جرقه حادث می گردد اما دوست داشتن در اثر پروسه ای تدریجی پیش خواهد آمد.عاشق عبارت از آن است که فارغ از هرنوع جذابیت معشوق خود، به او عشق بورزد و گاهی عشق خود را نمی بیند و حتی صدایش را نمی شنود،اما دوست داشتن در اثر جذابیت های فیزیکی مانند جنسیت ،ثروت،زیبایی،شهرت،جذابیت های جنسی و فانتزی هایی از این دست رخ می دهد.
در پدیده نادر عشق، عاشق به ظواهر کار توجهی ندارد و اصولا چیزی را نمی بیند.ناشنوا و نابیناست و محاسبات عقل در آن جایی ندارد اما در دوست داشتن فرد بر اساس معیارهایی، چیزی یا کسی را دوست دارد.عاشق با حس هرنوع نشانی از معشوق خود هیجان زده می شود و ضربان قلبش تند تر خواهد شد و این با خوشحال شدن در دوست داشتن تفاوت دارد.عاشق همیشه درگیر احساسات خود و معشوقش است امادر دوست داشتن درگیریها عقلی است.
درعشق حرف از مادیات نیست اما با کسی که دوستش داریم از هر دری صحبت می کنیم.خجالت ازهمصحبتی در عشق وجود دارد اما در دوستی چنین هیجانات احساسی کمتر وجود دارد.اگر معشوق واقعی کسی گریه کند عشقش هم همراه او خواهد گریست اما کسی که دوستش داریم را به آرامش دعوت میکنیم.
عشق با مرگ معشوق از میان نمی رود اما دوست داشتن فناپذیر است.عشق زوال ندارد اما دوست داشتن به فراخور زمان از بین می رود.اگر دندان و موهای عشقتان از بین برود نباید از او بدتان بیاید و اگر چنین حسی پیدا کردین یعنی اینکه عاشقش نبودین و فقط دوستش داشتین.
عشق پنهان است و دوستی آشکار.
ممکن است کسی خانواده اش را بسیار دوست داشته باشد اما درونش زبانه های عشق کس دیگری شعله ور باشد و هرگز در طول عمرش هم از این موضوع دم نزند.عشق اکتسابیست اما دوست داشتن کاملا غریزی است.
عشق نزول روحانی قطرات باران فطرت بر وجود انسان است اما دوست داشتن یک تقاضا براساس نیاز انسانهاست.نیاز و مرتفع شدن آن دوست داشتن را از یاد می برد اما عشق در هیچ صورتی از بین نمی رود و اگر عشقی بمیرد بدانید آن عشق نبود و فقط یک دوست داشتن معمولی بود و بس.
شاید تنها عشق واقعی عشق به نازنین پروردگار بزرگ باشد و دیگر همه دوست داشتن است.
شاید!
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.