ظلم های متقابل معلمان و جامعه به یکدیگر
ظلم های متقابل معلمان و جامعه به یکدیگر
و بازخورد آن به نسلی از ایران
قاسم خوش سیما
نسل دهه 60 تاکنون در ایران محصول نظام آموزشی هستند که از غربالی به نام تست های چهار گزینه ای ویژه ای گذشته اند.نظام آموزش منسوخ در کشورهای مترقی جهان که به سبب نادرستی اش نسلی از یک تمدن بزرگ را به چالشی کشانده است که قرنها دست از گریبان آن بر نخواهد داشت.
با این مقدمه ممکن است رگ گردن بسیاری از متولیان آموزشی کهن دیارم برجسته شود و در دفاع از خود بگویند پروسه کنکور و سوال جواب های چهار گزینه ای در بسیاری از نظام های آموزشی و حتی دهه های دیگر عمر کشورمان نیز مرسوم بوده است که البته جواب به این ادعا دقیقا موضوع بحث ماست.
نام کنکور و نظام چهار گزینه ای که برای کشف شایسته سالاری واقعی از میان سلولهای جامعه هیچ راهکاری ندارد، مترادف با پدیده ی شومی به نام کلاسهای خصوصی و کتب کمک درسی است که بوی نامطبوع آن سرتاسر آموزش ماقبل کنکور را در کشورمان فرا گرفته است.این معظل در حقیقت مهمترین بخش از ناکارآمدی آموزش و پرورش کشور در حال توسعه ما به حساب می آید.
پدیده نامیمون کلاسهای تقویتی و کتابهای کمک آموزشی حاصل آموزش و پرورشی است که با درک نامناسب از از اقتصاد آموزشی یا آموزش مبتنی بر اقتصاد نتوانست آموزش پایه در یک کشور در حال توسعه را به سرمنزل مقصود رهنمون نماید.شکست این نوع آموزش آنجا مشخص می گردد که دانش پذیر نظام پایه و خانواده هایشان در هر صورت خود را ناگزیر به استفاده از کلاس و کتاب تقویتی می دانند.خانواده و فرزندانی که موفقیت تحصیلی خود را در استفاده حداکثری از این کمک ها می دانند و گذشتن از سد آموزش مقدماتی و کنکور را تنها در این پدیده غلط اجتماعی می پندارند و بس.
استفاده از این کمک آموزشی ها نیازمند برخورداری از تمول مالی مناسب خانواده است و اینجاست که ضعف کار خودش را بیشتر نشان می دهد و جائیست که هرقدر بیشتر پول بدهید آش بیشتری خواهید خورد.اینجاست که قشر برخوردار جامعه همانند دیگر جاها، عرض اندام بیشتری خواهند نمود.موفقیت در این نوع از آموزش مختص قشری خواهد شد که دارای میزان سرمایه و پول بیشتری باشند و به عبارتی همانهایی رشته های فانتزی دانشگاهها را تصاحب خواهند کرد که به سبب ناعدالتی های اجتماعی به منابع مالی بیشتری دست پیدا نموده اند.
حال جواب این سوال بسیار مهم است که:
اگر کلاسهای خصوصی و کتب متعدد کمک درسی موجب موفقیت حداکثری یک دانش پذیر دوره های مقدماتی می شود پس:
1-چه کسانی در این کلاسها تدریس می کنند؟
2-چه کسانی این کتابها را می نویسند؟
مگر غیر از اینست که هر دو سوال فقط یک جواب دارند و تعدادی از همین معلمان ن جیب این کتابها و کلاسها را طراحی می نمایند؟آیا سراسر دانش آموزان ما در کلاس های خصوصی همین گرانمایگان شرکت می کنند یا اینکه در این کلاسها کسانی از مریخ یا اورانوس مشغول به تدریس هستند؟؟؟
اینجاست که طرف دیگر دعوا سخن می گشاید و دردش را اینگونه می گوید که در کلاسهای عادی همانقدر برای بچه های مردم آش می ریزد که به او پول می دهند و این نگاه اقتصادی به مقوله آموزش در کشورمان است و خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل.
بله اینجاست که معلم ادعا می نماید ناچار است برای تامین معاش موبایلش را در کلاس درس روشن بگذارد تا فلان آژانس تاکسی تلفنی برای تامین لقمه ای نان او را فراخواند و خروجی آن کلاس چه می شود خدا می داند.آنجاست که معلم خواهد گفت جایی همه ی توان فکری خود را بروز می دهد که پول بیشتری به او بدهند و اگر کسی ادعایی جز این دارد یا سری در آموزش کشور ندارد یا اینکه زیادی سرخوش و رمانتیک فکر می کند!
بنده به عنوان یک ژورنالیست و کسی که هرچه دارم را از معلمان خود می دانم همواره اعتقاد داشته ام که قشر معلم در اقتصاد امروز ایرانم باید حقوق و مزایایی بیشتر از 10 ملیون تومان در ماه داشته باشد تا با خیالی راحت هرچه در چنته دارد را برای تغذیه عطش علم آموزی فرزندان وطنم بر روی دایره بریزند و آنگاه اگر معلمی در کلاس درس کم فروشی های اینچنینی مرتکب شد به حکم اعدام محکوم گردد چون به نظر بنده هیچ گناه اجتماعی بالاتر از خلل در آموزش کودکان سرزمینم وجود ندارد.
معلمی شغل انبیاست و هیچ شکی در آن نیست اما در هیچ جایی نخوانده ایم پیامبری جهت ادای وظیفه الهی خود برای مردم کم فروشی کند و آنها را برای آموزش بهتر به کلاسهای خصوصی یا مثلا کتاب آسمانی مکمل ارجاع دهد.
همانطور که اشاره کردیم باید و باید معلمین را در ردیف اول مواجب بگیران جامعه قرار دهیم و قطعا دریافتی یک معلم باید هم ردیف یک شخصیت تراز بالای کشور باشد اما آیا صحیح است تا حصول چنین آرمانی وضعیت چنین آشفته بازاری را در کلاس های خصوصی و کتب کمک آموزشی شاهد باشیم؟
صورت بد ماجرا اینجاست که تعدادی از معلمین کشورم با عادت به پولهای کلاسهای خصوصی دیگر رمقی به درس دادن حداکثری در کلاسهای عادی ندارند.این موضوع که به دغدغه بزرگ بسیاری از خانواده های ایرانی تبدیل شده است چنان گره ای در زندگی آنها ایجاد نموده است که خانواده مانند فرزندان واقعا نمی دانند چکار باید بکنند.
اگر معلمان کلاسهای خصوصی خوبند پس چرا خوبیشان را در کلاسهای معمولی نشان نمی دهند؟
اگر نویسندگان کتب کمک آموزشی، کتابهای بهتری می نویسند پس چرا در بدنه مولفین آموزش و پرورش جایی ندارن؟
اگر به گفته سازمان آموزش و پرورش نیازی به استفاده از کلاسهای خصوصی و کتب کمک آموزشی وجود ندارد چرا چنین تبلیغات بسیار وسیعی در رسانه ملی در این خصوص انجام می شود و هزار هزار سوال بی جواب دیگر که در ذهنها راکد مانده است و فرصت بازتر نمودن این بحث بسیار مهم نیز در این مجال کوتاه نخواهد بود.
در پایان لازمست جامعه آموزش کشورم بنا بر توصیه های موکد رهبر فرزانه انقلاب سرو سامانی بر آشفته بازار آموزش پایه کهن دیارم داشته باشد و با رسیدگی اصولی به معیشت معلمان بزرگوار بدانند که هیچ چیز در یک کشور مهمتر از آموزش و پرورش نیست و سوق دادن داستان به جایی نباشد که تنها کسانی به آش دست رسی داشته باشند که پول بیشتری در اختیار دارند.
در این میان هستند کسانی که بدون هیچ نیازی به معلمین و کتب خصوصی به موفقیت می رسند که تقریبا استثناء هستند و باز معلمینی وجود دارند که در سخت ترین شرایط مالی هرچه در همین کلاسها آموخته اند را با همه وجود در اختیار دانش آموزان خود قرار می دهند و برای به روز شدن اطلاعات خود نیز تلاش می کنند که دستشان را می بوسم و به شرف مقدسشان درود می فرستم.
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.