آیا کلید حسن همان ایجاد رابطه با حسین بود؟
قاسم خوش سیما
نقل مجلس چند روز اخیرخیلی از محافل ما اینبود که در سفر ریاست جمهور محبوبمان به نیویورک، حسن ما با حسین آنها دیدار می کند یا خیر؟همه با دقت دنبال این خبر بودند که آیا حسن ما پا پیش می گذارد یا حسین آنها و روایت تعریف می کنند که حتی آنها هم این خبر را به دقت پیگیری میکردند که بالاخره این اتفاق به وقوع می پیونند یا خیر؟
البته در اینکه حسین ذاتا دنبال رابطه ما بود شکی نیست.پیشتر ها حسین در تبلیغات انتخاباتش هم گریزی به ایجاد رابطه با ما زده بود و برایش جالب است که در صحنه بین الملل، نیم نگاهی هم به فانتزی های کهن دیارما داشته باشد.
اما فانتزی های ما برای حسین اوباما چیست،آیا فقط کار ما پیش او گیرو گور دارد یا اینکه خدا پیغمبری آنها هم گیر ما هستند.طرف دیگر اینکه حسن ما از او چه میخواهد،آیا او به دنبال رفع تحریم ها و بازگشایی بازارهای واردات جهانی است یا اینکه حسن تنها به دنبال به رخ کشیدن قدرت دیپلماتیک خود است و بس؟قدرتی که در سالهای اخیر محمود و محمد و حتی اکبر هم بدشان نمی آمد کاری بکنند واما به هر حال مصلحت نبود و آن برادران حتی تک زنگ حسین و SMS او را هم مزه نکردند و کارجور نیامد.
اما همه ی اینها بماند.
حسین تاثیر گذاری زیادی در رفع تحریم های ناجوانمردانه علیه ما دارد و شکی نیست و این رابطه به نوعی فشارهای ناجوانمردامه را تعدیل می نماید،اما چه شده است که پس از سالها کش و قوس و تیرگی روابط بین این دو کشور،دو رئیس یعنی حسن و حسین- با این تک زنگ - تاریخ ساز شدند،آیا روابط بین الملل در حال دگر دیسی دیگر است و قطب های جهانی در حال تغییرات مجدد هستند؟آیا حسین ضعیف شده است یا اینکه حسن جان بالغ تر شده است؟
اما باز هیچکدام این حرفها مهم نیست بلکه جواب این سوال مهم است که کلید حسن ما، همان ایجاد رابطه با حسین بود؟
آیا حاج حسن و پسران فکر می کنند رابطه با حسین کلید واقعی حل مشکلات ماست؟
آیا شیخ حسن به آنچه حسین در ذهن دارد کاملا واقف است؟
آیا حسن کلید سربی با روکش مخمل حسین را در این قفل زنگ زده امتحان کرده است؟
بی شک اینها سوالات استراتژیک پیرامون موضوع رابطه با آمریکاست و دست اندر کاران کلان کشور بر این نکته واقفند که گذشته از فانتزی بودن این داستان، باید بدانیم که ایجاد رابطه تنها به قصد تسهیل در فروش نفت و باز شدن مجدد معبر واردات، سمی مهلک برای کشور است.سمی که در 6 سال ابتدایی دولت اسبق نیز سطل سطل وارد حلق مردم شد و واردات بی رویه، به همراه فروش آسان نفت، چنین بیچاره مان کرد.
اکنون حسین به خوبی مشکل ما را می داند،انبارهای ما قشنگ نیستند و پول داخل جیبمان نازک شده است.تاکنون ما چنین وضعی را تجربه نکرده ایم و گران کردن ارز توسط دولت هم لو رفته است و دیگر جواب نمی دهد.بالا بردن نرخ دوسویه بانکی هم مفید فایده نیست و کاهش ارزش پول ملی در کنار حجم بالای نقدینگی تورم را حتی به 50%درصد هم رسانده است و اینها مجموعا نتیجه ی سیاستهای دولت اسبق است که با فروش نفت و واردات بی رویه، قصد بهروزی کشور را داشت که البته نشد.
حال موضوع اینست که آیا حسن ما در آن رفاقتی که با تک زنگ به حسین شروع شده است در پی احیای مجدد همین پروسه 6 سال معروف است؟
به نظر می رسد باید به این پختگی عالمانه رسیده باشیم و عبرت بگیریم که کلید حسن، حسین نیست.کارخانه های ما در حال زنگ زدن هستند و جوانان اکتیو جامعه بیکارند.شاید کلید آنست که با نوشتن قوانین علمی و با رفع موانع تولید به اصل خود برگردیم و روشهای غلط معمول را در سطل خاکروبه بیاندازیم.شاید کلید این است که بدانیم سود بانکی 24% درصد قاتل تولید است،بدانیم واردات بی حساب و کتاب دشمن تولید است،بدانیم فروش آسان نفت دشمن اقتصاد است،بدانیم دادن آمار غلط اقتصادی به مردم دشمن برنامه ریزی است،بدانیم عدم نظارت علمی بر عملکرد نهاد های مالی محاسباتی کشور، دشمن منافع ملی است و بدانیم رانت و ویژه خواریهای وسیع، تمام برنامه ریزی های اقتصادی را به آتش خواهد کشید.
در پایان باید بگوئیم تک زنگ حسین به حسن ما حتی اگر به آغوش گرفتن ایندو رئیس ختم شود باز مشکلی از حال و روز ما حل نخواهد شد و این موضوع تنها بخشی از گرفتاری های ماست، بلکه توجه به رفع موانع تولید،تولید حداکثری،کشف بازارهای جهانی برای صادرات،مبارزه با ویژه خواریها،اتخاذ قوانین علمی عاقلانه ، ترمیم فرهنگ عمومی کشور و هزار درد بی درمان دیگر از این دست، کلید واقعی مشکلات ماست.در این گاه سخت و نفس گیر لازم است با توجه اکید به فرمایشات رهبر فرزانه نظام در شناسایی تله های اخیر هوشیارتر باشیم و خدای نکرده برای ترمیم ابروی شکسته به چشممان آسیب نرسانیم.
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.