ماههاست که ذهن،فکر و قلب شرقی مان درگیر پدیده ی انتخابات در کهن دیارمان ایران است.شاید 8 سال دیگرایجاد چنین همگرایی ملی سخت تر از امسال باشد امسالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در ماههای اخیر با استفاده از قویترین تئورسین های رسانه ای خود به جد در این مقوله کوشید و بسیار نیز موفق عمل نمود.

اما بحث اینجاست که چرا چنین همگرایی و وحدت ملی در اقبال به اردوگاه اصلاحات نصیب این حزب نه چندان حرفه ای گردید.اصلاحاتی که 8 سال پیش و در همین روزها مردم، دل خوشی از آنها نداشتند ولی به یکباره دوباره ورق به سود آنها برگشت.

اما اوضاع امروز به چه قرار است.حداقل کاری که در حماسه 24 خرداد از سوی اصلاح طلبان برای مردم رقم خورد این است که فشار روانی ماههای قبل از گرده ی مردم برداشته شد.فشار روحی روانی سنگینی که گلوی جامعه را به سختی می فشرد اینک و در عصر روز پس از انتخابات تا حد زیادی تعدیل پیدا نموده است و با اینکه هنوز اتفاقی رخ نداده اما مردم آسوده تر به نظر می رسند.

کسانی که اتفاقات تاریخ مدنی ایران را می نویسند حتما در آرشیو یادداشت های 8 سال پیش خواهند دید که آنروز هم دقیقا اوضاع به همین منوال می گذشت.جامعه مدنی ایران آنروز که به جامعه بدنی تبدیل شده بود، شاکله ای خسته داشت و آمدن احمدی نژاد امید را به مردم ایران ارزانی نموده بود.رواج افکار پوپولیستی در آن زمان امید را در مردم به شدیدترین حالت خود لبریز نموده بود.پس از حوادث انتخاباتی، اجماع افکار مردم بدین شکل نشان می داد که توده ملت، منتظر آمدن نفت بر سر سفره هایشان بودند.قرار بود بیکاری برای همیشه از زندگی مردم رخت بربندد،جوانان به امید مسکن مهر ازدواج کنند،تهران از جمعیت خالی شود،سهام عدالت،جراحی بزرگ اقتصادی و هزار درد بی درمان دیگر که همه برباد رفت و رفت.

اما آیا امروز تکرار همان مکررات است، آیا کلیدی که در دست آقای حسن روحانی است برای بستن قفل بزرگتری بر تن این مردم گرفتار است؟؟؟

براستی آیا کهن دیارم ایران تاب و توان قفل های بزرگتری را دارد؟ جناب منتخب آیا نگاهتان به چشم های خسته ی مردم در صف های تب گرفته ی انتخابات بود؟؟؟آیا نگاهتان به آن پسرک و دخترک فشن افتاد که چه می گویند،مادر وپدری که درد بیکاری فرزندان، آنها را به ستوه آورده است،تورم بالا،حجم نقدینگی سرسام آور، جاروکشی در خزانه، پیری زود رس افکار، فرار مغزها همه و همه را دیدد و می دانید از کجا باید آغاز گر اصلاحات باشید؟

بدون شک عمر انقلاب شکوهمند ایران به بلوغ اجتماعی نزدیکتر شده است و کم کم تاب مردم از تکرار این اتفاقات به سر می آید و رهبر فرزانه نیز به کررات متذکر این موضوع شده اند که مردم از بی قانونی خسته شده اند.کاش جناب روحانی قفلی که با خود به یدک می کشند را به پای گردنکشانی از جامعه ببندند که با هر تغییری در نظام سیاسی کشور رنگ عوض می کنند و مانند طلحه ،زبیر و عبدالله پسر مسعود به موقعیت اندوزی می اندیشند.برادر منتخب آمدنت را به فال نیک می گیریم و از پروردگار بزرگ می خواهیم 8 سال بعد و با آمدن طیف های دیگر دولت شما دولت امروز نباشد که همه برای رفتن آن لحظه شماری بکنند.برادر، دیگر توان نداریم و به زور خودمان را می کشانیم و امید و تدبیر شما را منتظریم که رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.

در پایان جا دارد علیرغم جا گرفتن در قاب ژورنالیستی خداقوتی بزرگ هم نثار جناب آقای احمدی نژاد و تیم همراهشان داشته باشم.مرد نستوهی که خواستند اما نشد و با گرفتار آمدن در پیچ و خم های قدرت نشان دادند ظرفیت یک انسان برای پذیرش مسئولیت بسیار مهم است.مردی که در کهنه کتاب تاریخ این کشور نام او جا خواهد داشت و قضاوت در مورد ایشان قطعا با مردم است.مردی که کاش بهتر ازاین ها عمل می شد تا مهره سوزی هایی این چنیینی همیشه دامنمان را نگیرد.

خدا قوت دکتر پرکار که قبول نکردی جراحی های بزرگ نیازمند بیهوشی های بزرگتر است.خدا حافظ دکتر حاذق که هیچ وقت نخواستی قبول کنی برای جراحی های بزرگ تیم عمل بزرگ نیاز است.خدا نگهدار طبیب جویای تجربه که باورت نشد در جراحی های بزرگ،پیکر بیمار باید، قلب و تنفس نرمالی داشته باشد.خدا نگهدار آقای دکتر که برای انجام جراحی بزرگ هیچ وقت به تعداد گلبولهای سفید فکر نکردی و ندانستی ممکن است چنین جراحی به عفونت های خطرناکی بیانجامد و سلام بر منتخب گرامی که آمدنت تدبیر بوده است و سبد سبد امید به همراه آن است.