قاسم خوش سیما

باهر میزان مشغله ای که در زندگی داشته باشیم، بازهم وقت برای صحبت در مورد مسایل غیر مربوط به ما برایمان وجود دارد.شبانه روز احوال چیزهای زیادی را جویا می شویم،از جنگ ستارگان گرفته تا قیمت جهانی طلا،میزان حقوق نمایندگان مجلس،مسابقات فوتبال داخلی و خارجی،سیاست های خارجی آمریکا در قبال "خمرهای سرخ" و هزار درد بی درمان دیگر که نه تنها هیچ ارتباطی به ما ندارد،بلکه وقت زیادی از کسانی می گیرد که حقوق می گیریم تا کار کنیم و روزی حلال به خانه ببریم.

طرف دیگر قصه اینست که بسیاری از کسانی که چنین بحث هایی روزمره گی شان است، با رسیدن به منزل از سختی کار شکایت می کنند و زمین و زمان را طوری به هم می دوزند که کسی از افراد خانواده یارای سخن گفتن ندارند، چون آقا خسته اند و حوصله ندارند.

در خانه نیز به دنبال خبریم.خبرهای جنجالی از تلویزیون و روزنامه که در مورد آن بحث کنیم و دنبال سوژه هایی از اختلاس در بانکها،خبر برکناری علی دایی یا چیزی مثل خبر رنگ کردن موهای همسایه بغلی، که با خنده به اطلاع افراد اهل بیت برسانیم.

خبرهایی که به شدت دنبال آنها و چالشهای پیرامونشان هستیم و هیچ ارتباطی به ما وزندگی پرمشغله ما ندارد.خبرخبرخبر و در هرصورت دنبال خبر هستیم اما غافل از یک خبر مهم و آن اینکه همسر یا فرزندمان چند دندان خراب دارند؟؟؟فرزندمان مسواک کردن صحیح را بلد است یانه؟بیایید پا را فراتر بگذاریم،آیا فرزند خردسال دختر یا پسرمان استحمام و شستشوی صحیح خود را بلد است؟آیا میدانیم کفش ها راحتی به پا دارند یا ملاحظه جیب مارا می کنند؟آیا می دانیم چادر دختر جوان ما خدای ناکرده نخ نما شده است یانه؟آیا می دانیم در پچ پچ های دختر و مادر چه می گذرد؟آیا می دانیم در حافظه موبایل پسرمان چه خبر است؟سرکشی به حافظه موبایل فرزند اصلا مورد تایید نیست اما آیا می دانیم هرچه آنجاست،خواسته های اوست و به نوعی باید برای آنها جوابی پیدا کنیم؟

در هرصورت این حال وروز اغلب خانواده ها درکهن دیار ما ایران است و باید بدانیم که هنوز نظام خانواده در قوم ما از استحکام قابل قبولی در بین سایر کشورهای دنیا برخوردار است وآمار و ارقام تحقیقات نیز،موید این مدعاست.در خانواده ایرانی هنوز حجب و حیا حاکم است و این حیاست که باعث می شود بسیاری از خبرهای خانواده به گوشهایمان نرسد.خبر دردهای ناگفتنی از چشم و هم چشمی ها،خبرهایی از سر همسر داری،خبرهایی از زیرپوست شهر و خبرهایی که خدای ناکرده گوشهایمان را بدهکار شنیدن آن ندانند.

از بزرگترین غفلت ها در زندگی اجتماعی اینست که در کنار اتفاق بزرگی باشیم و خبری از آن نداشته باشیم.خبرهایی از حرفهای دل افراد خانواده خودمان که اگر گوشهایمان را برای شنیدن آنها در طبق اخلاص نگذاریم گناه کرده ایم.آیا خبر تخلف فلان خودرو ساز برایمان مهمتراست یا اینکه بدانیم فشارخون پدر و مان چند است و از ایشان بپرسیم که با درد دست و پایشان چکار میکنند؟

اگر خدای ناکرده،خدای ناکرده سیگاری هستید روزانه چند بوسه بر اندام آن سیگار لعنتی می زنید و آیا خبر دارید چند وقت است صورت ماه فرزندتان را نبوسیده اید؟به خانه می رسیم و دوست داریم چشمان مان مدام به چشمان تلویزیون خیره شود اما انصافا خبر داریم که چند وقت است به چشمان همسر یا فرزندانمان خیره نشده ایم؟؟؟آیا خبر داریم خیره شدن به چشمان گوینده چه لذتی برای او دارد؟آیا خبر دارید تعریف کردن از غذایی که سر سفره می خوریم چه لذتی برای بانوی خانواده دارد؟

درپایان شایسته است گذشته از خبرهایی که ارتباط چندانی به ما ندارد کمی هم به خبرهایی که نزدیک گوشهایمان است توجه نماییم.خبرهایی ریز و درشتی که توجه به آنها ضامن تراوش خوشبختی در زندگیمان است .خبرهایی که فراوان در اطراف ما پیدا می شوند و شنیدن آنها کار زیاد سختی نیست و تنها کافیست چشمها و گوشهایمان را از قید و بند خبرهای هرزه اطرافمان آزاد کنیم و همواره این مطلب آویزه گوشمان شود که خبر وضعیت دندانهای همسر و فرزندانمان همواره مهمتر از اخبار انتخابات در کشور آمریکاست و اگرخبر از هوس کودکمان در پشت ویترین شیرینی فروشیهای شهر نداریم پس حرام است وقتمان را در جستجوی اخبار مربوط به هزینه های سفر رییس جمهور به نیویورک تلف نماییم.