آیا تنها " او " مقصر آماج مشکلات اقتصادی است؟(207)
قاسم خوش سیما
او را همه می شناسند و وقتی لجام گسیختگی اقتصادی کشور به این درجه از التهاب رسیده است انگشت اتهام مردم کشورمان به سوی او نشانه رفته است که او کار را به اینجا رسانده است.کهنه جملاتی مانند رشد چند صد درصدی تورم، قیمت دلار، سکه، سرکه، روغن نباتی، قند وشکر وقبر از فلان قیمت به فلان قیمت مردم را به این نتیجه رسانده است که اتخاذ سیاستهای غلط او کار را به اینجا کشانده است.اینکه قیمت مسکن، خودرو و هزار درد بی درمان دیگر هر لحظه و بی حساب و کتاب تغییر می کند انگشتان اتهام درازتر می شود و البته مردم هم حرف خودشان را دارند و نظر کسی را نمی توان منکر شد چون چیزی جز این نیست.بحث ما پیرامون رشد نرخ تولید ناخالص ملی،کاهش ارزش پول ملی،بیکاری،کاهش کیفیت در بخش آموزش عالی،کاهش اعتماد عمومی به برنامه های اقتصادی دولت و حرفهایی از این دست نیست بلکه میخواهیم موضوع مهمتری را واکاوی نمائیم.
روزهای داغ انتخابات است و انصافا " اوهای "جدید حرفها و برنامه های خوبی را عنوان می نمایند که شنیدن آنها بد نیست اما عقل ناقص من می گوید که در چهار و هشت سال پیش او حرفهایی به مراتب قشنگ تر از اینها می زد که اتفاقا عملی هم شدند اما ما را به این روز نشانده است.یکی از اوهای آن زمان به قول خودشان خیلی عامیانه و خودمانی و ایرانی گفت "آقا اگه من رئیس جمهور بشم به همتون ماهی 50 تومن پول میدم" بله او که اهل ولایت لرستان کشورمان بود این حرف را زد و البته رئیس هم نشد اما کسی که رئیس جمهور شدند همین حرف مرد " لر" را با آب و تاب و بگم نگم در قالب جراحی بزرگ اقتصادی و هدفمندی یارانه ها و عدالت اجتماعی و این تمثیل های شاعرانه به خورد مردم دادند ولی در حقیقت اول و آخر حرف همان حرف لری بود که گفت" "ماهی 50 تومن بتون می دم به من رای بدین"
بله این چه عدالتی بود که "ننه علی" و آقای وزیر به یک میزان از آن برخوردار می شدند به سواد ما که نرسید هیچ، بلکه کسی از اقتصاد دانان بزرگ کشور هم نتوانست توجیه مان کند و هنوز روزها فکر من اینست و همه شب سخنم، که چرا غافل از احوال حساب خویشتنم، زکجا آمده است آمدنش بهر چه بود، به کجا می رود آخر نکند خاک به سرم؟؟؟
بله من که نفمیدم این چه عدالتی بود که خانواده ای بی سرپرست و بیکار با چند پسر و دختر تحصیل کرده ،مجرد و بیکار که هیچ دستی بر آتش بیت المال و انواع رانتهای موجود در اقتصاد ندارد 40 هزار تومان سهمش می شود و آن آقایی که شایستگی هایش به مراتب کمتر از خیلی ها در جامعه هست،تنها لابی کردن هنر اوست و قیمت بوق ماشینش اندازه ی جهیزیه دهها دختر دم بخت است نیز چهل هزار تومان سهم دارد.
بماند و از بحث دور نشویم.بحث اینجاست که آیا در مجموع جهات او مقصر این اوضاع قمر در عقرب است یا اینکه کاهش فروش نفت باعث شده است تا دردهای کهنه ی کهن دیارمان یکی پس از دیگری سرباز نماید؟؟؟
آیا حرف های تکراری اوهای جدید می تواند کشور را از لحاظ اقتصادی نجات دهد؟قطعا چنین نیست چون او حرفهایی به مراتب شیرین تر از اینها به ما زد و کار به اینجا کشید پس کهنه حرفها مشکلاتمان را حل نخواهند کرد.او در چهار سال اول خدمت در موارد موضعی دردهای مردم را با اشتغال زدایی و واردات غیر منطقی حل می نمود و از دسته ی کلنگ تا تخصصی ترین لوازم اتاق عمل را از کشور دوست و برادر چین وارد نمود. کارخانه های آنجا آباد شد و کارخانه های ما تار عنکبوت بست.نفت را می فروختیم و در اقتصاد قهوه خانه ای پول را می خوردیم و صفا می کردیم و گاه گاهی هم می گفتیم امروز را عشق است و چه کسی فردا را دیده است.حالا تکرار سوال اینکه آیا او اقتصاد را خراب کرد یا اینکه شیتیل نفت نمی رسد و ما گرفتار شده ایم واما سوال اصلی و مهمتر اینکه آیا اوهای جدید در این اوضاع که فروش نفتمان گیر و گور دارد می توانند کاری بکنند یا اینکه 6 ماه دیگر باید بگوئیم خدا پدر او را بیامرزد؟؟؟
گذشته از طنز کاریکلماتور فوق باید بگوئیم که بنا بر نظر هر عقل سلیمی اقتصاد هر کشوری تنها با تکیه بر فروش نفت محکوم به حال امروز ماست و تضمین طراوت اقتصادی هرکشوری نیز تنها بر اساس تولید بیشتر است ولا غیر.
مقام معظم رهبری که رئیس دولت زمان جنگ نیز بوده اند این موضوع را بارها و بارها وبه انحای مختلف متذکر شده اند که اقتصاد ما باید به آن نقطه از اقتدار برسد که بتوانیم صادرات نفت را حداقل 15 روز تعطیل کنیم که انگار همین مدت را هم نمی توانیم که ایشان چنین دغدغه ای دارند.
بله امیدواریم کاندیداهای محترم به این بخش از داستان روی آورند که برنامهایی آنها برای تولید چیست و رای من نیز برای کسی خواهد بود که برای زیر ساختهای زایشی کشور برنامه داشته باشد و حرف اصلی اش تولید باشد و از حرفهای تکراری و بیهوده وقدیمی بپرهیزد.ما دارای کشور بسیار ثروتمند با منابع عظیم و نیروهای انسانی فوق العاده در جهانیم و حقمان نیست چنین درگرداب چه کنم چه کنم های روزمره مان درگیر باشیم و باز امیدواریم اوهای جدید پس از حاشیه و کلی گویها، با ارائه راهکارهای خود برای احیای زیرساختها و تولید حداکثری، کشور را از این وضعیت نجات دهند. کاهش فروش نفت نباید چنین گرفتارمان نماید چون ما ملتی هستیم که در شرایط سخت قادر به هرکاری هستیم و هیچ شکی در آن نیست.ما می توانیم و بدانیم تا زمانی که تولید حداکثری برنامه ی اصلی مان نباشد کار از این بهتر نخواهد شد و او را مقصر اصلی ندانیم چون اقتصاد متکی بر نفت و بیگانه با تولید همین است و اگر قرار است برنامه این باشد که با بهکردهای سیاست خارجی راه را برای فروش آسان نفت دوباره احیاء نمائیم همان بهتر که آن را احیاء نکنیم چون وضع بهتر نمی شود که هیچ، بلکه وخیم نیز خواهد گردید و به زودی خواهیم گفت " خدا پدر او را بیامرزد"
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.