قسمت:چهاردهم

 

خندیدم و بانگاه به وسط ابروان کماندار ساتی گفتم:

_پدرت رو بکشی؟مگه میشه آدمها رو کشید؟کشیدن پدرت یعنی چی و چرا این کار باید محرمانه باشه؟

ساتی مکثی کرد و با کشیدن آهی گفت:

_من تو تحقیقاتی فهمیدم که اگر در سنین بالا بتوانیم شوکی به سلولهای استخوانی انسانها وارد کنیم این شوک در طول عمر بیشتروجوانی او تاثیر مثبت داره.

چشمانم را جمع تر کردم و گفتم:

_میشه بیشتر توضیح بدی ساتی؟

_خیلی ساده هست،مثلا سیاپه که الان 165 سالش هست اگر از نظر طولی کمی کشیده بشه در حقیقت علاوه بر سلولهای استخوانی بر بسیاری از سلولها مانند سلولهای پوستی، ماهیچه ای و غیره شوک وارد میشه و اطمینان دارم این اتفاق فیزیولوژیک در طول عمر و جوانی پدرم تاثیر داره.

_خب چرا این کار محرمانه هست و من چه کمکی می تونم بکنم ساتی؟

_محرمانه بودنش به این دلیله که قبل از جهانی شدن این خبر میخوام عمر سیاپه رو بیشتر کنم تا با پیشگیری از مرگ سلولی به جوانی برگرده!

با تعجب پرسیدم:

_خب چه اشکالی داره هم عمر سیاپه اضافه بشه هم این خبر جهانی بشه؟این که خیلی خوبه؟

ساتی که انگار عصبانی شده بود گفت:

_نمیدونم تو با این ضریب هوشی 2 چطور زندگی میکنی؟خب میشه من عمر پدرم رو طولانی کنم در حالیکه اون رئیس جمهور هست و افکار عمومی و آیندگان نخواهند گفت ما برای ماندن دراین پست خلاف قانون رفتار کردیم؟

تازه فهمیدم که حالا هم مشکلات این چنینی در زمین وجود دارد و جواب دادم:

_یعنی سیاپه مخالفانی داره که منتظر مرگ یا برکناری او هستند؟؟؟

_نه به هیچ وجه!

_پس دردت چیه ساتی؟خب عمرش رو زیاد کن.

_سیاپه بفهمه موافقت نمیکنه چون اون هم مثل من فکر میکنه، شاید در همه ی ساتراپ کسی پیدا بشه که چنین فکری به سرش بزنه!!!

_راستش من اولین کسی هستم که همین فکر رو میکنم،مگه غیر اینه که تو دوست داری سالیان سال، دختر رئیس جمهور بمونی؟؟؟

_بابا تو هم مثل مردم 1000 سال پیشی که تو کتابهای تاریخ پدرم خوندم.مردم 1000 سال پیش افکاری مانند تو دارن.

_خب همینه دیگه دختر خوب.دوست داری تا آخر عمر دختر رئیس جمهور بمونی و بهتر از همه میدونی که رئیس جمهور بعدی هرکی باشه دمار از روزگارتون در میاره!

ساتی به فکر فرو رفت و گفت:

_نه خیر آقای 1000 سال پیش،اون رئیس جمهورهای زمان شما بودند که با تغییر به جان قبلی ها و رقیبانشون می افتادند و با اره موتوری همدیگر رو تخریب می کردند.بشر به جایی از تکامل رسیده که این حرفها پیرامون اون نباشه،هیچ فرقی بین من و دختری در جنوبی ترین نقطه ی ساتراپ نیست.چون نه حقوقی می گیریم و شغل، مسکن و دیگر مایحتاج ما قبل از تولد دارای برنامه بوده و خواهد بود.

_پس چرا عده ای باید نگران باشند.

_آهان نکته اینجاست که اگر این اتفاق پیش بیاد قانون شکسته میشه!چیزی که پدرم تحت هیچ عنوانی راضی به اون نمیشه!

_چه قانونی؟

_قانون تک فرزندی بودن خانواده ها!

_چه ربطی داره؟

_هدف از تحقیقات من این بوده که بتونم پدرم رو برای یک بار دیگر آماده کنم تا مادرم برادری را برای من زایمان کنه!

_خندیدم و گفتم:

_این همه بگیر و ببند برای این بود که تو یک برادر میخوای؟

_بله!

_خب حالا این چه مسئله ی مهمی هست که مردم مخالف اون باشن؟

_شکستن قانون تک فرزندی بودن خانواده ها که مخالفتر از همه رئیس جمهور یعنی پدر خودمه!

_چرا اینقدر مهمه؟

_چون قانون هست و دیگر هیچ!!!

_حالا تو این قانون شکنی در مورد کشیدن سلولهای استخوانی سیاپه که محرمانه هست من چه کمکی میتونم بکنم؟

_فرمول ژنتیک پدرم  رو میخوام مانند فرمول ژنتیک تو تغییر بدم که برادری داشته باشم مانند خودم نباشه!

_مگه تو چته ساتی؟

_من ژنی رو از پدرم به ارث بردم که برای مادر شدن و تولید فرزند استاندارد مشکل داشتم و اگر تو نبودی هیچ وقت نمی توانستم حتی به مادر شدن فکر کنم.حالا نمی خوام برادری مانند خودم داشته باشم و اگر برادرم با فرمول ژنتیک تو دنیا بیاد این خاصیت رو داره که با ازدواج با 73%دختران آینده ی زمین بتونه صاحب فرزند  استاندارد بشه!

_بابا این فرزند استاندارد هم برای خودش درد سری هستا؟؟؟

_سرنوشت زمین رو همین فرزند استاندارد تغییر داد و گرنه با تولید فله ای انسان _مانند عصر شما_قطعا تاکنون زمین و هر آنچه در اون هست نابود شده بودند.

_خب حالا من برای تغییر ژن پدر شما چکار می تونم بکنم؟

_جابجا کردن تراشه های تو و پدرم موجب جابجا شدن ژن ها تون هم میشه!

_یعنی ژن های سیاپه به من منتقل بشه؟؟؟

_بله!

_بعد داستان بارور شدن تو از ژنهای من چی میشه؟

_بعداز تائید جنین برادرم  و تشخیص استاندارد بودن اون جنین ،دوباره باید تراشه ها به جای اصلی خودشون برگردند.

_خب با جابجا شدن تراشه ها چه اتفاقی در هر کدام از ما پیش میاد؟

_همه ی خصوصیات شما دو نفر با هم عوض میشه!

_یعنی چی؟

_یعنی با جابجایی تراشه ها همه ی خصوصیات روحی و وراثتی شما دو نفر عوض میشن و در حقیقت برای مدتی تو رئیس جمهور ساتراب خواهی شد و جسم پدرم با فکر و روح آدمیان 1000 سال پیش زندگی خواهد کرد.سیاپه با افکار 1000 سال پیش تو ریاست جمهوری میکنه و تو به عنوان یک فیلسوف تاریخ در همین خانه خواهی ماند.

خدای من حتی فکر کردن در باره اش وحشتناک بود که من با روح سیاپه رئیس جمهور یک کشور در این عصر فوق پیشرفته باشم.

_بدنیا آمدن بچه با خصوصیات ژنتیکی من، با قانون تک فرزندی  ماندن شما مغایرت داره چی؟

_خب تو باید این مشکل رو حل کنی!

با تعجب پرسیدم:

_چرا من؟؟؟

خندید و گفت:

_چون همسر آینده ی منــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!!!

_خب موافقت پدرت و مردم جامعه با این قانون شکنی رئیس جمهور چی میشه؟؟؟

_واسه همین مشکلات هست که نیازمند کمکت هستم.به شرطی که خودت با اصل قضیه یعنی تعویض تراشه ها و انتقال کوروموزومی موافق باشی!!!