هوا بس ناجوانمردانه سرد است(83)

قاسم خوش سیما

آخرین روزهای پاییز است.پاییزی که بیشتر به زمستان شبیه بود و سرمای خشکی را در همه سرزمینمان حکم فرما نمود.سرمای امروز پاییز، سرمای فردای زمستان و گرمای آینده بهار و تابستان، پروین اعتصامی این شاعره بلند آوازه ایران را بر آن می دارد که بسراید:

عمر گران مایه در این صرف شد             تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

منظور پروین از شعر فوق بر همگان آشکار است  و می گوید که همه عمرش صرف این شده است که در تابستان چه بخورد و زمستان چه بپوشد.روزگار امروز ما نیز همین است و تمام فعالیتهای بشر امروزی صرف امور روز مره این چنینی می گردد که البته موضوع بحث ما نیست.

موضوع سرمای هوا و سرمای فکر بیکاران کشور ماست که ناجوانمردانه می تازد.

در سالهای اخیر بیکاری معضل اکثر کشورهای دنیاست و کشور ما نیز علاوه بر دست وپنجه نرم کردن با این مشکل، گامهایی را برای مرتفع نمودن آن برداشته است که البته بر کسی پوشیده نیست.بیکاران باسواد و بی سواد از نقطه نظر تامین معاش تفاوتی با یکدیگر ندارند اما علایق و نیازمندیهای این دو قشر جهت پیدا نمودن شغل مناسب کمی با هم متفاوت است .به طور مثال کسی که دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی است، تمایلی به پختن کیک خانگی و فروختن آن در جلوی مدرسه فرزندش ندارد اما ممکن است همنوع دیگری با مدرک تحصیلی پایینتر،علاقه مند به این شغل باشد و بیکاری خود را با این شکل حل نماید وهمه اینها ،یک طرف سکه است.طرف دیگر این معضل کبیر جامعه این است که "در حال حاضر" تکلیف چیست و اینک که هوای فکر بیکاران ناجوانمردانه سرد است تکلیف چه خواهد شد؟

برنامه ریزان کشور در حال پیاده کردن طرحهایی برای رفع این مشکل هستند که البته فعلا این جمله آخر من برای فاطمه خانم تمبان نمی شود اما به نظر می رسد با وضعیت موجود باید راهکار عملی تر را جستجو نمود و آن به این قرار است که:

کرسی های زیادی در کشور وجود دارند که عده ای بر روی آن نشسته و به نام شاغل، از گزند بیکاری در امانند.این کرسی ها تحت عنوان مشاغل دولتی، شغلهایی هستند که تعداد زیادی از افراد جامعه در آن مشغول هستند .کارکنان این دستگاه های عریض و طویل تحت هر شرایطی مشغول هستند ودر میان اکثر آنها هیچ نوع گزینش مبنی بر شایسته سالاری صورت نگرفته است.همه شاغلین بخش دولتی قطعا بر این باورموافق هستند که در بیرون از این گود ودر میان بیکاران جامعه ،کسانی هستند که در بسیاری از موارد شایسته تر از آنانند و در بعضی از موارد شکی در آن نیست.اما به هر دلیلی این کرسی ها توسط کسانی از همنوعان جامعه مشغول است و کسانی دیگر به هر دلیلی بیکارند، در حالی که همه از یک آب و خاک،و قائدتا از یک بیت المال باید ارتزاق شوند.حال در ستون دریافتی های فیش مواجب این عزیزان ،آیتم های فراوانی از قبیل حقوق،مزایا،حق مسکن ،حق اولاد،یارانه،کارانه،حق جذب،حق آب وگل و هزار حق دیگر به چشم می خورد و در ستون مقابل فیش حقوقی آنها ستونی تحت عنوان کسورات وجود دارد که عناوینی مانند مالیات ،حق بیمه،بازنشستگی،انواع اقساط و باعناوینی از این دست مبالغی از مواجب آنها کسر می گردد .

اما نکته اینجاست که همه ما ایرانیان بر این باوریم که طبق سفارشات موکد دینی در استفاده از بیت المال همه مردم سهم دارند و این صحیح نیست که ما سوار بر کرسی شغل های دولتی از هموطنان بیکارمان غافل بمانیم وجز شعار چیز دیگری برای آنها نداشته باشیم.به نظر می رسد در قسمت کسورات فیش های دولتی ،ستونی اضافه گردد و ماهانه مبلغی از آن تحت عنوان کمک به صنوق بیکاران کسر و به حساب آن صندوق واریز گردد.کسورات در این ستون دارای پراکندگی بسیار متنوعی است و اعداد و ارقامی به چشم می خورد که حداقل اینجانب هیچ وقت چیزی از متنوع بودن آن نفهمیدم و چنانچه ستون جدیدی تحت عنوان کمک به صنوق حمایت از بیکاران به آن اضافه گردد اتفاق خاصی در جهان هستی پیش نیاید وارقام ناچیزی از حقوق یک کارمند کسر یا اضافه گردد مشکل عمده ای نباشد اما آن صندوق می تواند کارهایی بزرگ انجام دهد.در ادامه با تشکیل صندوق حمایت از بیکاران و واریز این وجوه به آن حساب می توان با شناسایی بیکاران واجد شرایط در جهت پرداخت حقوق به این همنوعان کمکی نمود ،چون همانطور که عنوان گردید همه از این سفره بزرگ و پر برکت سهم دارند و اگر چنانچه عده ای کار می کنند بیشتر بگیرند و آنهایی که بدلیل پر شدن جاها بیکار مانده اند کمتر بگیرند که لااقل سرمای این بیکاری مفرط ـ تا مشخص شدن تکلیف کارشان ـ فکر شان را منجمد ننماید.

شایسته است شاغلین در کرسی های دولتی مواقعی خود را جای بیکاران جامعه قرار دهند .بیکارانی که ممکن است شایسته تر از ما باشند و به هر ترتیبی درست یا غلط ما بر این کرسی ها تکیه داده ایم.

در پایان احساس می شود برنامه ریزان کلان کشورمان به این راهکار توجه بیشتری نمایند.راهکاری که با بررسی کارشناسی تر میتواند موجب آرامش روانی جامعه و اعمال یک وظیفه انسانی در جامعه باشد.احیای یک فرهنگ ناب اسلامی که به دور از هر داد و بی داد تبلیغاتی بدانیم که این موضوع وظیفه ای انسانی در قبال تشکیلات اداری است که برابر دستورات شرعی باید صورت پذیرد و مخالفان این داستان بدانند که هوای فکر بیکاران و خانواده هایشان  ناجوانمردانه سرد است و:

توکز محنت دیگران بی غمی           نشاید که نامت نهند آدمی