ملوان بندر انزلی،پرسپولیس تهران،لشکرهایی شکست خورده از انرژی منفی(79)
ملوان بندر انزلی،پرسپولیس تهران،لشکرهایی شکست خورده از انرژی منفی(79)
قاسم خوش سیما
زندگی وحال وروز امروز ما همان چیزی است که دیروز در انتظارش بودیم وفردا دقیقا روزی خواهد بود که همکنون آنرا ترسیم می نماییم.ثابت شده است که جهان سرشار از انرژی های مثبت ومنفی است و هرکس با جذب نوعی از انرژی، حال و آینده خود را می سازد.جذب انرژهای مثبت، آدمی را مثبت و سعادتمند وجذب انرژی های منفی انسان را منفی وبه سرازیری های انحطاط رهنمون می نماید وهمه چیز در کنار تلاش ، دست انسانهاست و شاید اینها تعاریف ساده و شفافی از انرژیهای مثبت ومنفی باشد.با این مقدمه محدود به حال وروز امروز تیم های فوتبال ملوان بندر انزلی وپرسپولیس تهران گذری می زنیم که جزعی از زندگی روز مره ما هستند ومی توانند مصداق خوبی برای انرژهای موجود در اطرافمان باشند.
امروز ایندو تیم بزرگ و ریشه دار کشور مانند لشکرهای شکست خورده ای هستند که بر خاکستری نشسته اند که آتش آن دیروزها برپا شده بود.همگی به یاد دارند که پس از کش وقوس های فراوان بر سر انتخاب سر مربی سرخ پوشان ، نام حمید استیلی به عنوان گزینه جدی تر احراز این پست فانتزی کشور مطرح گردید.درست با انتشار این اسم در رسانه ها و مردم، یک کلمه وتنها یک کلمه در میان همه مشترک گردید وآن اینکه (استیلی نمی تواند) وهمین یک کلمه بعنوان انرژی منفی به سرعت تمام وجود پرسپولیس،استیلی وحتی هوادارانش را فلج کرد.مصاحبه های بی رمق و شیر 2 حمید استیلی در رسانه ها، حکایت از متاستاز این غده سرطانی در روحیه از پیش باخته اش داشت.
سر مربی از پیش باخته ما قبل از شروع هر دیداری از نیمه خالی لیوان خود حرف میزد.بازیکنان مصدوم،بازیکنان محروم،ضعف داوری،زمین ناهموار،هوای بارانی،نیمکت جوان وبی تجربه،تماشاگران بی صبر و هرچه که از آن انرژی منفی ساتع میشد، وجود حمید خان منفی باف را فرا گرفته بود ومانند خوره آزارش می داد.با شروع بازیها و از دقیقه 20 اولین دیدارنخست ، تماشاگرانی که این انرژی بر آنها نیز وارد شده بود، شعار (استیلی حیا کن...) را سر دادند و ترس خود را ابراز نمودند.آنروز روزی بود که روزهای گذشته تر همه پرسپولیسیها منتظر آن بودند که امروز تکمیل شده است وخاکستر آن اردوگاه این تیم را فرا گرفته است.تیم پرسپولس سالهاست از همین منطقه ضربه می خورد و بیمار است اما در همین سالهای سخت بیماری، مردی از آن طرف آبها بر بالین این کهنه مریض آمد .
مردی بنام افشین قطبی که شاید مربی شماره داری در دنیای فوتبال به حساب نمی آمد اما سرشار از انرژی مثبت بود.او به محض پایین آمدن از نردبان طیاره، پرچم خوشرنگ کشورمان را بر دوشش انداخت وبا صدای رسا از دل شیر بازیکنانش حرف زد ودل شیر بازیکنانش را به زیبایی وگرمی ستود.دل شیر بازیکنانی که هیچ وقت در عمرش آنها را ندیده بود.افشین قطبی مدام از روحیه بالای بازیکنانش حرف می زد ونام بزرگ پرسپولیس را ارج می گذاشت.ایران را بزرگ و آباد می دید وفوتبال را دوست داشتنی وفرهنگ ساز.از داور گله نمی کرد ودستهای پشت پرده وسرمان را بریدند واز این حرفهای اصطلاحا "خاله زنکی" بر زبان نمی آوردند.افشین قطبی با همین انرژی منفی تیم بیمار پرسپولیس را بعد از سالها قهرمان بلامنازع لیگ برتر کشورمان نمود که با رفتن او هم دیگر تکرار نشد.
در کنار این کشتی به گل نشسته لشکر شکست خورده دیگری بنام ملوان بندر انزلی وجود دارد.این تیم بسیار بزرگ نیزدر آغاز فصل جدید با ریزش چند نیروی تاثیر گذار خود نظیر پژمان نوری،هادی تامینی ومهرداد اولادی به همین انرژی منفی دچار شد که بدون این بازیکنان نمی تواند ملوان فصل گذشته ای باشد که نایب قهرمان شایسته جام حذفی کشور شده بود.همین انرژی منفی اجداد ملوان را نیز مانند پرسپولیس به آتش کشید.بزرگان،مربیان،بازیکنان وهواداران این تیم، بدون حساب کردن بر داشته های خود، بخاطر نداشته هایشان بر سر می کوبند وکابوس افتادن به لیگ 2 را هر روز با چشم جان خود می بینند وادامه این وضع بدون شک ملوان را به همان لیگ 2 رهنمون می نماید چون در انتظار آن نشسته اند وباور کرده اند که خواهند افتاد و می افتند.در نقطه مقابل باشگاههایی مانند نفت تهران وصبای قم با امکانات مالی وانسانی کمتر،اما دارا بودن انرژی مثبت، صدر جدول را به چنگ گرفته اند.
بله دنیای فوتبال مصداقی از زندگی ماست و این دو مثال ملموس عین روزگار ماست.حس بد نسبت به کسی یا جایی که هیچ چیزی از آن نمی دانیم تفکر غلطی است.شایسته است در مواجهه وملاقات روزانه با افراد مختلف، سرشار از انرژی مثبت باشیم. صبح ها بجای آنکه با نگاه به سر کم مویمان با خود بگوییم چقدر پیر شده ایم صورتمان را نگاه کنیم وبگوییم مانند قالی کرمان است که هرچه بیشتر پای روزگار روی آن برود جوانتر و جا افتاده تر خواهد شد.جذب انرژی های مثبت را _درکنار تلاش وتمرین_ دست کم نگیریم.
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.