شلوارهایی که همیشه دوتا بود(76)
شلوارهایی که همیشه دوتا بود(76)
قاسم خوش سیما
بی مقدمه سر اصل مطلب برویم وآن اینکه جدیدا درگوشه وکنار مشاهده میشود که مردانی در سنین میانسالی وپختگی به همسر دوم وتجدید فراش روی آورده اند وعده ای دیگر سودای چنین داستانی را در سر دارند وگلوی آنها در جاهایی گیر است و از این اتفاق فانتزی زیاد بدشان نمی آید.به نظر می رسد در چند سال اخیر روی آوری مردان به همسر دوم رشد بیشتری پیدا نموده است واگر در چند دهه قبل این موضوع ازوقاحت بسیار بالایی برخوردار بود قبح این موضوع در جامعه امروز روز به روز کمتر وکمتر می شود.
حال پیدا نمودن علل وریشه های تمایل مردان به همسر دوم واینکه در این مسئله چه کسی مقصر است موضوع بحث ما نیست، بلکه میخواهیم فقط از یک زاویه فراموش شده از طرف مردان به این موضوع مهم نگاه کنیم.همه انسانها دارای ویژگی مهمی بنام "غرور" هستند که وجود آن در میان حیوانات نیز به اثبات رسیده است.میزان غرور در دوجنس متفاوت ودر میان هر جنس نیز حالات متغیری دارد.زن نیز بواسطه انسان بودن دارای غرور مختص خود است ولی خاصیت ویژه تر این موجود عاطفی اینست که دوست دارد مردی در کنار او باشد که در مقابل دوست ودشمن محکم و در مقابل امیال خود مغرور باشد.
زن عاشق آنست که همسرش در مقابل گزند آفاتی که با او بودن را تهدید میکند غرور نشان دهد وهمواره بر درختی تکیه نماید که ستبر واستوار باشد.زن که خود دریایی از غرور است برخلاف تفکر عوام دوست دارد همسرش به عنوان یک مرد، قوی ویکه تاز معادلات زندگی باشد واینکه می گویند زن دوست دارد همسرش را مانند موم در دست داشته باشد باوری غلط است وهیچ زنی در ناکجا آباد افکارش چنین مردی را مطلوب خود نمی داند.حال نکته مهم اینست که در پیداش زن دوم در زندگی ها، غرور وجود زن نیز به سختی شکسته می شود.گذشته از مسایل مادی ومعنوی که زندگی و وجود زن را تهدید میکند بلکه درد زن اینست که مرد با اختیار کردن زن دوم کعبه ای را ویران میکند که ایندو سالها برای ساختن آن رنج دوران دیده اند،خون دلها خورده اند.
این کعبه که در زندگی های اینچنینی اکثرا دارای نقایصی هم هست ساخته ی همین زوج است واگر زن بیشتر از مرد زحمت نکشیده باشد،رنجش کمتر نیز نبوده است .کعبه ای به قیمت تک تک ساعات عمر بر باد رفته وروزهای گرم وسرد زندگی. با ورود زن دوم به زندگی، غرور از بسترخانواده رخت بر می بندد وفلسفه وجود زن نخست به زیر سوال می رود.در این میان فرزندان نیز با شکستن غرور وجود خود روبه رو می شوند که باز ،موضوع بحث ما نیست.زن که عمری با فکری اینچنینی روزگار سپری نموده است خود را بازنده بازی روزگار می داند وغرور خود وخانواده اش را در زیر چکمه حرفهای مردم له می بیند.
در این اتفاق نامیمون زن دارای درد مضاعفی می گردد وآن اینکه می بیند غرورهمسر آرزوهایش توسط زنی دیگربه تاراج رفته است .زنی تازه وارد که انگ همه چیز را می تواند به او بزند.زنی که برای آرامش وحریم زندگی زن اول نقشه کشیده بود وبا بلعیدن غرور مرد خانواده، با نیرگ وارد این حریم مقدس شده است.واقعیت اینست که هر چقدر زن خانواده ناسازگار و ناملایم باشد،باز رفتارهای ناهنجار اینچنینی مجوزی برای اختیار کردن زن دوم نمی تواند باشد واین تصمیم تنها مسئله را می تواند پیچیده تر نماید.هرچند در دین مقدس اسلام اختیار کردن دو همسر همزمان برای یک زن غیر ممکن وحرام است اما اگر چنین بود،مرد در مواجهه با این اتفاق، فقط غرور خود را بر باد رفته می پنداشت اما زن به واسطه طبیعت ویژه ای که ذکر شد علاوه بر خود، شکستن کسی را احساس می کند که روزگاری تکیه گاه او بوده است.
مردان این چنینی درک صحیحی از روزگار خود ندارند وبه واسطه کم سوادی،ضعف فرهنگی،تربیت نادرست،فقر مالی و هزار درد بی درمان دیگر خود را با وضعیت انسانهای صدر اسلام مقایسه می کنند واین مسئله را به توصیه های دینی ربط می دهند که خود نوعی فقر اطلاعاتی است وپرداختن به آن مجال دیگری را می طلبد.
در پایان به نظر می رسد که شلوارهای اینگونه از افراد ضعیف جامعه یک شبه دوتا نشده است وقبل از به وقوع پیوستن فیزیک این داستان، در افکار خود شلوارهایشان دو تا بوده است.شایسته است مردان سرزمین من قبل از روی آوردن به داستانی از مد افتاده به فکر همسری باشند که شکستن غرور خود ومرد زندگی اش برایش سخت وکمر شکن است وبدانند که زن در فرهنگ شرقی ما هنوز به جایگاه اصلی خود نرسیده است.محکمتر ومغرور تر در کنارش بمانیم.محکم ومغرور در برابر هوس بازیهای دوران بمانیم .محکم و مغرور...محکم ومغرور...محکم ومغرور
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.