"توتو" آرزویی برای خوشبختی در زیر سایه های فقر(72)
"توتو" آرزویی برای خوشبختی در زیر سایه های فقر(72)
قاسم خوش سیما
"توتو" واژه ای جدید در بین مردم عام کشور ماست که ظاهرا گستره فعالیت آن در شمال کشور بیشتر از دیگر نقاط است ولی مانند دیگر پدیده های جامعه ،قطعا بزودی تراکم یکنواختی را در سطح کشور پیدا خواهد نمود.توتو که نام آن برگرفته از نام آنتونیوفوکاس فلاویوآنجلودوکاس کومننودکورتیس دی بیزانسیو گالیاردی (۱۸۹۸-۱۹۶۷) مشهور به توتو، بازیگر سینما و شاعر و ترانهسرای ایتالیایی است،ازفرهنگ نامهای ایتالیایست وعبارت از آنست که عده ای نتایج مسابقات فوتبال را اصطلاحا پیش بینی نموده وبا پرداخت مبلغی به یک بنگاه در مسابقه پیش بینی نتایج شرکت می نمایند.مسابقات ممکن است خارجی یا داخلی باشد، ممکن است لیگ برتر اروپا یا لیگ دسته سوم یا چهارم اسپانیا باشد ویا اینکه فوتبال هرکجای دیگر دنیا می تواند در این داستان مورد بهره برداری قرار گیرد.
این عده ساده اندیش با خریدن "برگه توتو"از کیوسک های سطح شهر، سوپر مارکتها وجاهایی مشابه،نتایج مسابقات مشخصی را پیش بینی می نمایند وطبق عرف باید برگه های پیش بینی را حداکثر24 ساعت قبل از شروع بازیها تحویل بنگاه متولی قرار دهند.گروه مجری، برگه ها را دریافت ومهر نموده وپس از انجام مسابقات مربوطه آنرا بازگشایی و برنده این قمار یک طرفه را مشخص می نمایند، آنها را برحسب میزان پیش بینیهای صحیح و دیگر سازوکارها ،رتبه بندی نموده و مبالغ دریافتی را با کسر درصدی به عنوان حق العمل کاری بین پذیرفته شدگان تقسیم می نمایند.عده ای مبالغی اندک وتعدادی اندکتر مبالغی بزرگتر گیرشان می آید که جمیعا جنبه تبلیغات برای این بازار یک طرفه کذایی است.آنهایی که اندک گیرشان آمده است چندین برابر را قبلا برگه خریده اند واگر اهل حساب وکتاب باشند در حقیقت چیزی گیرشان نیامده است وباخته اند.گروه اندک دیگر نیز که رقم های بزرگ برنده شده اند نیز یا از خودشانند وباید پول را تقسیم نمایند واگر هم چنین فرضی بدبینی نسبت به این قمار بازی باشد، باز باختن است چون مبالغی هنگفت مال زحمت نکشیده ومورد دار وارد زندگی شان شده است،مالی که بر اساس گواهی تمام مراجع تقلید حرام شناخته شده است ودارای اشکالات شرعی است،مالی از پولهای اندک ،عده ای ساده لوح که از دسته غیر متمول جامعه هستند وخانواده هایشان از فقر رنج می برند.خانواده هایی که در همین ارتباط مدام با سرپرستانشان درگیرند ومیزان زیادی از اختلافات وبدبختیهایشان در همین ارتباط است.سرپرستانی که طبق اخبار برای خریدن کفش زمستانی،شیرخشک،کتاب،دندانهای پوسیده اطفال،لباس گرم وهزاران درد بی درمان دیگر پول ندارند ولی جیبهایشان مملو از کاغذ پاره های چین وچروک خورده توتو است.برگه هایی آغشته با دسترنج زحمت خودشان ونفرین خانواده شان که همواره گرداندگان این بنگاههای خون آشام را بدرقه می نماید.
حال سوال اینجاست که چه کسی در این میان سود می برد؟آیا متولیان این داستان که با گرفتن حق العمل خود(درصد) دست وپا خشک روزانه ملیونها تومان پول را به جیب می زنند برنده هستند؟در واقع باز هم طبق قوانین عرفی وشرعی آنها نیز مالهای حرامی را به گلوی خانواده هایشان می ریزند که از دست انتقام طبیعت غافل مانده اند وسرشان را در برف فروکرده اند.
اما حقیقت ماجرا این است که در حال حاضر مردم کوچه بازاری هستند که در این قمار یک طرفه توتو،آرزوی خوشبختی را دارند که زیر پوست فقرشان قرار دارد.فقر مالی ،فقراطلاعات مالی محاسباتی،فقر اطلاعات شرعی ومهمتر از همه باز فقر سنگین وسیاه فرهنگی.
کسی که هنوز نوشتن اسم تیمهایی مانند رایووالکانو(اسپانیا)نورویچ سیتی(انگلستان)کورینتینانس(برزیل)واسکودوگاما(برزیل) وغیره را نمی داند،چطور می خواهد نتیجه مسابقات آنها را پیش بینی نماید ودر کنار آن به سراب خوشبختی دست پیدا نماید؟آیا این فاجعه جز فقر فرهنگی چیز دیگریست؟کسانی که خود برگه می خرند ودسترنج اندکی که در سرما وگرما بدست آورده اند را به آتش می کشند ودیگرانی نیز از آنها تقلید می کنند وای دو صد لعنت بر این تقلید باد.
درپایان شایسته است دستگاههای نظارتی وامنیتی میهنم با توجه بیشتر بر این قضیه ،هزاران نفر انسان زحمتکش و غیر مطلع را از این قمار بازی یک طرفه واعتیاد کاغذی نجات دهند وخانواده های فراوانی را از این کابوس کشنده برهانند وهمه کسانی که به هر نحو در گیر این روکش ترک خورده ی خوشبختی هستند بدانند:
نابرده رنج،گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که؟؟؟
قطعاهمه توتو بازان با عصبانیت از نویسنده این مقاله، خواهند پرسید که "کار" کجاست؟؟؟ جواب سوال برای این گروه از جامعه، موضوع این مقاله نیست اما قدر مسلم آنست که توتو نیز،کار نیست بلکه گردانندگان آن ،غارتگر درآمد اندکتان هستند وبا دست خود خویشتن را به هلاکت نرسانید.هیچ کجای دنیا وهیچ قمار باز وقمارخانه ای به سر منزل مقصود نرسیده است .
برای قومی که با یک عطسه از هدف خود منصرف می شود پیشرفت فقط یک " توهم " است.