پس از گذشت قرنها:

آیا پتانسیل واقعی عاشورا همین است؟؟؟

قاسم خوش سیما

شب عاشوراست وامسال میهمان عزاداری امام حسین(ع) در استان مازندران هستیم و متاسفانه اینجا هم مثل دیگر نقاط ایران رفتارهایی وجود دارد که روحم را می آزارد.اینجا هم لینک مناسبی با عاشورا نمی بینم والبته نباید تعجب کنم چون این ولایت هم جزعی از جامعه بزرگ مسلمانان جهان است که غریب به پانزده قرن نتوانسته اند ارتباط مناسب و شایسته ای با بزرگترین قیام آزادی خواهی جهان برقرار نمایند.

اینجا هم همان تقابل آنارشیسم  وجریانات مدنی جامعه را به خوبی می توان مشاهده نمود.تنها تفاوت آنارشیسم این بخش را می توان در این موضوع دانست که قانون شکنی های اجتماعی عاشورا ناخواسته است.

اگر پا را فراتر بگذاریم باید بگوییم عصری زندگی می کنیم که بیشتر مراسمات پر معنای اسلامی به جایی به نام خوردن غذا و نوشیدنی ها تقلیل پیدا نموده است.ماه مبارک رمضان و ضیافت اعیادی مانند غدیر خم عید قربان و مناسباتی از این دست  در عین تاسف به خوردن و نوشیدن ختم می شود.شاید این فرضیه مخالفان زیادی داشته باشد و عده ای آنرا تراژدی مذهبی ندانداما باید بگوییم پررنگتر شدن تناولات اینچنینی در پاسداشت بزرگترین قیام بشری ظلم به آن است و باگذشت هزاران سال از این حماسه بی نظیر،لازم است جامعه در تمام بخش های خود آسیب شناسی جدی برا ی این مهم در نظر بگیرد و البته منظور از جامعه همان جرگه بزرگ مسلمانان جهان است که مشاهده مراسمات آنها در بسیاری از کشورها  ادعای فوق را قوت می بخشد.

بیزینس داغ تعدادی از مداحان مزد بگیر و رفتارهای کاسب کارانه آنها، فرع دیگری است که  اصل  داستان را  زیر سوال برده است.تکست های گاها ضعیف ،گاها غیر اصولی و غیر

واقعی سبب می شود برای نسل جدید شبهاتی ایجاد  گردد ودلیل تشدید این شبهات وجود ارتباطات سریع وانفجار وسیع اطلاعات نسبت به دسترسی نسل گذشته است وآنها حق دارند دنبال داده های جدیدی در این زمینه باشند.

نمادهایی مانند شجاعت حضرت عباس ،علی اکبر(ع) وتشنگی امام حسین(ع) با رفتار های اجتماعی امروز جامعه مسلمانان جهان پیوند مناسبی پیدا نکرده است و قطعا علمای محقق و تحصیل کرده دراین خصوص مقصرند.قدر مسلم آنست پس از گذشت پانزده قرن از عارفانه ترین قیام جهان هنوز پیامهای اصلی تر آن برای کسانی که خود را رهروش می دانند تبیین نشده است.واقعیت اینست امویان و یزیدیان عصر مالتی مدیا به خوبی آپدیت شده اند اما در جامعه مسلمانان هنوز ویندوز بزرگ عاشورا آپدیت و به روز نشده است.واقعیت اینست  هنوز ظلم ظالمین با همه ی قدرت از شکلی به شکل دیگر میان مسلمین جاری و ساری است اما پیام برنامه حسین(ع) که  برای ظلم ستیزی بشریت  در همه اعصار نوشته شده است به ریز برنامه های کم ارزشی  تقلیل یافته است و ابرقدرت علم مردم شناسی که در دل این حماسه جاویدان نهان شده است به ریزگردهایی مانند پخش کردن غذا میوه وچای درمیان دانشجویان این دانشگاه بزرگ تحلیل رفته است.

در بخش غذاها حجم زیادی از این خوراکیها  دهه محرم و جامعه را محصور خود می نماید.این خوراکیها علاوه بر دارا بودن گره های بهداشتی و تورم اقتصادی معظلی به نام استفاده  مقدار زیادی از ظروف یکبار مصرف را در خود دارد که بی شک برای محیط زیست تولید زباله های بی بازگشت می نماید و دهها اشکال دیگر که مقایسه آن با بزرگی این ایجاز تاریخی کمی خجالت آور است.

 معظل دیگرپوشش بد و روابط نامطلوب بین تعدادی ازعزاداران است که متاسفانه دراکثر شهرهای کشور به چشم می آید.در این بخش کار ما بیشتر به شستن خون با خون شبیه است.ما در عزا داری کسی شرکت می کنیم که برای احیای امر به معروف و نهی از منکر تولد یافته بود و حالا چه بر سرمان آمده است که در عین منکرات و فراموشی معروف برای امام امر به معروف و نهی ازمنکر شیون می کنیم.برای زینب بر سروجان می زنیم اما باید بدانیم عزا به حال خودمان واجبتر است که روی طبل های عزاداریمان نام شرکت " یاماهای ژاپن " می درخشد.برای ابوالفظل گریه می کنیم اما شلوارهایی پوشیده ایم که لباس زیرمان از کمر آن پیدا و در حال افتادن است.علمها یمان سال به سال بزرگتر و پهن تر می شوند ولی حواسمان به فکر بزرگتر شدن بیمارستانهایمان نیست.بزرگتر شدن طبل فلان هیات افتخار شده است ولی تعداد بیکاران آن هیات برای کسی مهم نیست.بیکاری که منجر به فقر می شود و فقری که از در بیاید ایمان را از پنجره خارج مینماید،ایمانی که حسین (ع) برای احیای آن با خون خود به جنگ شمشیرهای زمانش رفت.

بی شک حسین (ع) ازمعدود دانشمندان  در میان بشریت  است که درحوزه دین، آزادگی را همتراز دیانت می داند و همه ی پیامش این است اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید وآزادی خلیفه خدا برروی زمین را همتراز  دیانتش میداند و این جمله شرطی ایشان بهترین  انرژی برای چراغ هدایت  انسانها و کشتی نجات جوامع در همه اعصار بشریت است.

بله پتانسیل غیر قابل وصف عاشورا هنوز  به درستی آزاد نشده است و این منبع لایزال در علوم پیشرفته اجتماعی شاید و باید در خدمت بشریت لجام گسیخته قرار نگرفته است و بی شک دستهایی وجود دارند که مسلمانان جهان را با بدافزارهایی اینچنینی مشغول کرده اند تا به عمق این گنج تمام نشدنی دست پیدا نکنند، همانگونه که در سایر موارد هم با چنین دردهای بی درمانی مواجه هستیم.مواردی مانند آنکه کودک سرزمین من ـ به سبب ضعف اطلاعات ـ برای فلسفه وجودی کودک شیرخوارعاشورا عطشی از خودنشان نمیدهد اما برای خداحافظی فلان بازیکن فوتبال و رفتن به فانتزی هایش در لندن دق میکند، می میردوجان شیرینش رادر دل خاک سرد برای همیشه تاریخ مدفون می نماید وجایی بسی شرم دارد.

حالا شاید سوال مهم پیش روی مسلمانان جهان  این باشد، با توجه به بی مهری های اینچنینی  نسبت به بزرگترین قیام بشریت آیا بدعت های غلط این چنینی ارزش از دست دادان یک ناخن  مبارک از  امام حسین(ع) را داشت؟